شمارهٔ ۱۵۴
هوش مصنوعی: اشعار در مورد نسیما و زیبایی و جذابیت اوست. شاعر به تشریح احساسات خود نسبت به نسیما پرداخته و از ویژگیهای خاص او مثل بوی دلپذیر لبانش و تأثیر زلفش بر عاشقان سخن میگوید. نسیما به مانند گلی زیبا توصیف میشود که دلها را تسخیر میکند و شاعر به احساسات عمیق و تضادهای عاشقانهاش اشاره میکند. در پایان، او به درد و آه عاشقان و جذابیتهای جالب نسیما اشاره میکند. این شعر به نوعی بیانگر پیچیدگیهای عشق و زیباییهای آن است.
نسیما، آن گل شبگیر چونستچسانش بینم و تدبیر چونست
هوش مصنوعی: نسیما، آن گل شبانه چگونه است؟ چگونه میتوانم او را ببینم و در مورد او تدبیر کنم؟
نگویی این چنین بهر دل منکه آن بالای همچون تیر چونست
هوش مصنوعی: نگو که اینطور برای دل من است؛ آیا آن بالا مانند تیر است؟
ز لب، آید همی بوی شرابشدهانش داد بوی شیر چونست
هوش مصنوعی: از لبش بوی شراب به مشام میرسد، اما دهانش بوی شیر را میدهد، این چطور ممکن است؟
من از وی نیم کشت غمزه گشتمهنوزم تا به سر تقدیر چونست
هوش مصنوعی: من از او لطمهای خوردم و همچنان در دو راهی و حیرت به سر میبرم که سرنوشت چگونه رقم خواهد خورد.
اگر چشمش به کشتن کرد تقصیرلبش در عذر آن تقصیر چونست
هوش مصنوعی: اگر چشمانش به کشتن کسی بیفتد، تقصیر زبانش در عذرخواهی از آن چه میشود؟
نپرسد هرگز آن مست جوانیکه حال توبه آن پیر چونست
هوش مصنوعی: هرگز از آن جوان مست نپرس که حال و روز توبه آن پیر چگونه است.
به گاه خفتن تشویش عشاقز آه و ناله شبگیر چونست
هوش مصنوعی: وقتی شب به خواب میرویم، دلنگرانی و نگرانی عاشقان از آه و نالههای شب چطور است؟
ز زلفش سوخت جان خسرو، آریبگو، آن دام مردم گیر چونست
هوش مصنوعی: خسرو از زلف معشوقش جانش به آتش افتاده است، بگو ببینم آن دام افسونگری که همه مردم را به خود جذب میکند چگونه است؟