شمارهٔ ۲۴۱
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از عشق و دلبستگیاش به محبوبش سخن میگوید. او میگوید که در دلش آرزویی برای محبوبش وجود دارد و اگرچه ناامید و غمگین است، اما عشق او را تسکین میدهد. شاعر به زیباییهای محبوب و تأثیری که بر دلش گذاشته اشاره میکند و میگوید که حتی گیاهان و درختان در برابر زیبایی او کماهمیت میشوند. او از غم دوری و هجرت شب یلدا میگوید که به او سخت میگذرد و در نهایت به محبوبش میگوید که به خود نبالد و فقط به زیباییاش فکر کند.
در سرم تا ز سر زلف تو سودایی هستدل شیدای مرا با تو تمنایی هست
هوش مصنوعی: در دل من همچنان یاد و آرزوی تو وجود دارد و این عشق بیقراری، قلب آشفتهام را به سمت تو میکشد.
در ره عشق منه زاهد بیچاره قدمگر ز بیگانه و خویشت غم و پروایی هست
هوش مصنوعی: در مسیر عشق، ای ریشسفید زاهد، بیفایده قدم نگذار؛ زیرا چه غم و نگرانی از بیگانه و چه از خودت داری.
دل که از غمزه ربودی به سر زلف سیاهگر چه دزدیست سیه کار، دل آسایی هست
هوش مصنوعی: اگر دل را با ناز و غمزهای دزدیدهای، با این حال، با موهای سیاهت دلنشینی و آرامش به همراه داری.
باغبان تا گل صد برگ رخ خوب تو دیددر چمن بیش نگوید گل رعنایی هست
هوش مصنوعی: باغبان وقتی که زیبایی گل صد برگ تو را در چمن دید، دیگر درباره زیبایی دیگر گلها چیزی نمیگوید.
هندوی خال مبارک به رخت مقبل شدگشت پرویز که در سلک تو لالایی هست
هوش مصنوعی: دختر خوشروی هندویی که بر چهرهاش خال نیکویی است، به سوی تو آمده و پرویز (شاهزادۀ معروف) نیز در گمان است که در دل تو نوعی لالایی نهفته است.
هر شبی در غم هجرت شب یلداست مراکه به سالی به جهان یک شب یلدایی هست
هوش مصنوعی: هر شب که در حسرت جدایی به سر میبرم، برای من مانند شب یلداست؛ چرا که در طول یک سال، تنها یک شب یلدایی وجود دارد و من در این غم شبها را سپری میکنم.
چوب خشک است به پیش قد تو هر سرویگر چه او را به چمن قامت و بالایی هست
هوش مصنوعی: چوب خشک در مقایسه با قامت تو شبیه یک درخت هست، حتی اگر آن درخت در چمن قد بلند و زیبا باشد.
مردم از حسرت دیدار و نگفتی روزیکه مرا سوخته ای غم زده رسوایی هست
هوش مصنوعی: مردم به خاطر آرزوی دیدار، افسوس میخورند و تو هیچ نگفتی از روزی که مرا با عشقات سوزاندهای و این درد و غم باعث رسواییام شده است.
دعوی هستی و ناموس مکن، خسرو، هیچتا ترا میل نظر بر رخ زیبایی هست
هوش مصنوعی: دعوی نکن که هستی و بزرگی، خسرو؛ تا زمانی که خواهش تو فقط نگریستن به صورت زیبای محبوب است، هیچ چیز دیگری نیست.