شمارهٔ ۲۷۳
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و اشتیاق به دوستان و محبوبان است. شاعر از پایان عمر خود و هوس به دیدار دوست صحبت میکند و بیان میکند که حتی اگر تمام عالم منکر عشق او شوند، او از سر کوی دوست دور نخواهد شد. کعبه، قبله مسلمانان است، اما قبله عاشقان تنها خم ابروی محبوبشان است. او از نفس صبح میخواهد که در جستجوی محبوبش باشد و در آخر، در روز قیامت، شاعر میگوید که نظرش فقط به سوی دوست خواهد بود و دلی خسته و عاشق دارد.
عمر به پایان رسید در هوس روی دوستبرگ صبوری کراست بی رخ نیکوی دوست
هوش مصنوعی: عمر به پایان رسید و هنوز در آرزوی دیدن چهره دوست هستم. حالا که نمیتوانم چهره زیبا و دلانگیز او را ببینم، کدام صبر را باید داشته باشم؟
گر همه عالم شوند منکر ما، گو، شویددور نخواهیم شد ما ز سر کوی دوست
هوش مصنوعی: اگر تمام مردم منکر وجود ما شوند، بگو که ما هرگز از محله دوست کنار نخواهیم رفت.
قبله اسلامیان کعبه بود در جهانقبله عشاق نیست جز خم ابروی دوست
هوش مصنوعی: در دنیا، کعبه محل قبله مسلمانان است، اما در دل عاشقان، تنها خم ابروی دوست به عنوان قبله و هدف اصلی محبت و عشق شناخته میشود.
ای نفس صبحدم، گر نهی آنجا قدمخسته دلم را بجو در شکن موی دوست
هوش مصنوعی: ای نفس صبحگاهی، اگر به آنجا قدم بگذاری، دل خستهام را در لابهلای موهای دوست جستجو کن.
جان بفشانم ز شوق در ره باد صباگر برساند به ما صبحدمی بوی دوست
هوش مصنوعی: اگر صبح زود بوی دوست را به ما برساند، با شوق و محبت جانم را فدای آن میکنم.
روز قیامت که خلق روی به هر سو کنندخسرو مسکین نکرد میل به جز سوی دوست
هوش مصنوعی: در روز قیامت، وقتی مردم به هر طرف میروند، خسرو مسکین هیچ تمایل و نگاهی جز به سوی دوست خود ندارد.