تناجی
امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۳۱۴

آن خط پر بلا که در آغاز رستن استبا او چه فتنه ها که در انبار رستن است
ساکن تری که می دمد آن سبزه بر گلتنی کاهلی که سبزه ات از باز رستن است
آغاز خط به ما منما و مکش، ازانکهر آفتی که هست، در آغاز رستن است
با ما روا مدار که آید برون ز پوستآن دشمن کشنده که بر ساز رستن است
ترسم که راز خسرو از این دل برون دمدخط با لبت نهفته که در راز رستن است