شمارهٔ ۵۲۲
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به توصیف زیبایی معشوق خود میپردازد و میگوید که زیبایی و ویژگیهای او بینظیر است. او از گل و شیرینی و قامت معشوق یاد میکند و میگوید که هیچ چیز نمیتواند با زیبایی او رقابت کند. همچنین اشاره میکند که دیدن چهره او تنها در خواب ممکن است، اما او حتی خواب دیدن او را نیز ندارد. در پایان، شاعر میگوید که هیچ چیز برای او، جز عشق و زیبایی معشوق، ارزش ندارد.
رویی که تو داری گل سیراب نداردشیرینی لعلت شکر ناب ندارد
هوش مصنوعی: چهرهای که تو داری به گلهای آبی و سرسبز نمیرسد و شیرینی لبت هم به شکری خالص نیست.
قدی که تو داری نبود سرو روان راچون زلف تو چین سنبل پر تاب ندارد
هوش مصنوعی: قد تو هیچ همترازی ندارد؛ هیچ درختی به زیبایی تو نمیتواند قد برافراشته باشد. چون موهای تو، هیچ گل درشتی نمیتواند به این زیبایی و لطافت تابدار باشد.
در خواب توان دید خیال رخ خوبتاما چه کنم، دیده من خواب ندارد
هوش مصنوعی: در خواب میتوان به خیال زیبایی چهرهات نگاه کرد، اما چه کنم که چشم من خواب ندارد و نمیتواند ببیند.
زان لحظه که زاهد خم ابروی ترا دیدپروای نماز و سر محراب ندارد
هوش مصنوعی: از زمانی که زاهد (فرد پارسا) ابروی خمیده تو را مشاهده کرد، دیگر برایش اهمیتی ندارد که در نماز و در محل عبادت باشد.
خسرو به خیال خطّ و لعل تو شب و روزجز فکرِ لبِ کِشت و می ناب ندارد
هوش مصنوعی: خسرو به خاطر خیال و زیبایی تو، روز و شب هیچ چیزی جز زمین و شراب خالص برایش نمیماند.