شمارهٔ ۵۲۴
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از غم و درد دل خود سخن میگوید و به مانند مرغ سحر از غم گلزار ناله میکند. او بیان میکند که هر کس صدای نالهاش را بشنود، بر غم او میگرید. شاعر اشاره دارد که شدت دردش به اندازهای است که جان زن و مرد را تحت تاثیر قرار میدهد و حتی دیوارها از نالهاش بیخبر نمیمانند. در پایان، شاعر به کسی که از دردش بیخبر است، میگوید که نباید او را سرزنش کند، زیرا هر بیدردی نمیتواند درک کند که یک بیمار چگونه ناله میزند.
چون مرغ سحر از غم گلزار بنالداز غم دل دیوانه من زار بنالد
هوش مصنوعی: همانطور که پرنده سحر از غم گلستان نالان است، دل دیوانه من نیز از غم به شدت ناله میکند.
هر کس که به گوشش برسد ناله ی زارم،بر درد من سوخته دل زار بنالد
هوش مصنوعی: هر کسی که صدای نالهی من را بشنود، دلی پر درد و رنج خواهد داشت و به حال من افسوس خواهد خورد.
بر سوزش من جان زن و مرد بسوزدوز ناله زارم در و دیوار بنالد
هوش مصنوعی: عشق و درد من به حدی است که نه تنها خودم، بلکه هر مرد و زنی هم که به حال من توجه کند، باید بسوزند. از صدای ناله و زاری من، همه جا پر از پژواک غم و اندوه خواهد شد.
ای آنکه ز دردت خبری نیست، مکن عیبگر سوخته ای از دل افگار بنالد
هوش مصنوعی: ای کسی که از درد تو خبری ندارد، اگر دل شکستهای از غم و اندوه شکایت میکند، به او ایراد نگیر.
خسرو، اگر از درد بنالد، چه توان گفت؟عیبی نتوان کرد که بیمار بنالد
هوش مصنوعی: اگر خسرو از دردش ناله کند، چه میتوان گفت؟ هیچ عیبی نمیتوان به بیمار گرفت که ناله کند.