شمارهٔ ۵۲۹
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و longing (آرزوی شدید) فرد به معشوقش است. شاعر میگوید که هر کسی که در پی وصال معشوقش نباشد و تلاش نکند تا زیبایی او را درک کند، در آینده وقتی که وعده دیدار میرسد، نمیتواند به او برسد. شاعر همچنین به زیبایی معشوق اشاره میکند و بیان میکند که ادب و رفتار مناسب این است که در این راه تلاش کنیم. او به تأثیر مهر معشوق بر جهان و درد و غصهای که رقیبان ایجاد میکنند، اشاره میکند و در نهایت میگوید که دیدار با معشوق برای کسی ممنوع است که به اندازه خسرو عاشق و رنج کشیده نباشد.
هر کس که تقرب ز وصال تو نجویدواندر ره ادراک جمال تو نپوید
هوش مصنوعی: هر کسی که به نزدیکترین حالت به وصال تو فکر نکند و در مسیر درک زیباییهای تو قدم نگذارد، راهی را انتخاب نکرده است.
فردا که شب وعده دیدار سر آیدرهبر نبود سوی تو چندان که نجوید
هوش مصنوعی: فردا وقتی که شب ملاقات ما فرا برسد، دیگر کسی در پی تو نخواهد بود.
فردا که تو در گلشن فردوس خرامیطوبی، ادب آنست، که در راه نروید
هوش مصنوعی: فردا که تو در بهشت به زیبایی راه میروی، باید بدانیم که ادب اقتضا میکند در مسیر خود گیاهان را زیر پا نگذاری.
شک نیست که چرخ از پی صد دور بیایدمهر تو ز هر ذره خاکم که ببوید
هوش مصنوعی: بدون شک، گردش زمان به دور خود ادامه میدهد، اما عشق تو از هر ذره خاک من به عطر محبتش میرسد.
فریاد ز غوغای رقیبان که نمانندتا با تو کسی درد دل خویش بگوید
هوش مصنوعی: فریاد عذابآور رقبای تو بلند است، و هیچکس تا پایان از درد دل خود با تو سخن نخواهد گفت.
دیدار حرام است کسی را که چو خسرواز دیده به خون دل خود دست بشوید
هوش مصنوعی: دیدار فردی که مانند خسرو از چشم دلش اشک میریزد و دلی پر از غم دارد، ممنوع و ناپسند است.