شمارهٔ ۵۴۴
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از حال و روز خود میگوید که به شدت دلتنگ و غمگین است و از بیوفایی معشوق رنج میبرد. او از اینکه نکند آه کسی موجب درد دیگری شود، نگران است. در عین حال، او به دوستانش دعوت میکند تا از کینه و انتقام بپرهیزند و اگر درخواستش هلاکت او باشد، خدا را شکر میکند که آن حاجت برآورده شده است. شاعر به یاد خاطرات خوشی که در گذشته داشته اشاره میکند و از وضعیت کنونی که چمن بیبرگ و بلبل خاموش است، ابراز ناراحتی میکند. او همچنین از ناله مرغ چمنزار میپرسد و به دوستانش توصیه میکند که با او بد رفتاری نکنند، حتی اگر او در گذشته به آنها لطف نکرده باشد.
دلم زینسان که زار و مبتلا شدازان نامهربان بیوفا شد
هوش مصنوعی: دل من به این حال و روز افتاده که از بیوفایی آن نامهربان رنج میکشد و گریهکنان و بیمار است.
مباد از آه کس آن روی را خویاگر چه جان مسکینان فنا شد
هوش مصنوعی: مبادا به خاطر دعا یا نالهی کسی، بر رویت تغییری نمایی، هرچند که جان مسکینان از بین رفته است.
بیا بر دوستان، ای جان، رها کنهر آن تیرت که بر دشمن قضا شد
هوش مصنوعی: بیا و بر دوستانت محبت و مهر ورز، و هر دشمنی را که در چنگال قضا قرار دارد، فراموش کن.
مرادت، گر هلاک چون منی بودبحمدالله که آن حاجت روا شد
هوش مصنوعی: اگر مقصود تو این است که مانند من نابود شوی، خوشبختانه آن خواسته برآورده شد.
مرا وقتی خوشی بوده ست در دلمسلمانان ندانم تا کجا شد؟
هوش مصنوعی: من نمیدانم خوشیهایم در دل مسلمانان تا کجا رسیده است.
دم سر دم خزان را سکه نو زدچمن بی برگ و بلبل بی نوا شد
هوش مصنوعی: در آستانه پاییز، چمن با رنگ و بویی تازه به استقبال فصل میآید، اما در عین حال، برگها میریزند و بلبلها هم دیگر نمیتوانند آواز بخوانند.
چرا می نالد این مرغ چمن زار؟مگر او نیز از یاران جدا شد؟
هوش مصنوعی: چرا این پرنده در چمنزار ناله میکند؟ شاید او هم از دوستانش جدا شده است.
مکن بر خسرو دلخسته جوریاگر او لطف ناکرده رها شد
هوش مصنوعی: باید با دل کسی که دلسوخته و غمگین است به نرمی رفتار کنی، حتی اگر او در حق تو محبت نکرده و به حال خود رها شده باشد.