شمارهٔ ۵۸۰
هوش مصنوعی: این شعر درباره تأثیر عمیق عشق بر دل و عقل انسان است. شاعر بیان میکند که عشق او را از تدبیر عقل و آرامش دور کرده و شادی و قرار را از دلش میزداید. او اشاره میکند که هر دل عاشق یا در غم مبتلا میشود یا معشوق را از دست میدهد. همچنین به تصویر کشیدن معشوق در خواب و تأثیر غم عشق بر او از جمله دیگر مضامین شعر است. در نهایت، شاعر با حسرت از وضعیت خود و دل بیقرارش سخن میگوید و میافزاید که نمیداند غمش او را به کجا میبرد.
عشق آمد و دل ز دستِ ما بُردتدبیر ز عقلِ مبتلا بُرد
هوش مصنوعی: عشق به دل ما وارد شد و آن را از دستمان گرفت و تدبیر و عقل ما را هم به تنگنا انداخت.
عیش و طرب و قرار و تمکینیک یک ز دلم جدا جدا بُرد
هوش مصنوعی: شادی و خوشی و آرامش و راحتی هر کدام به گونهای از دل من رخت بربسته و جدا شدهاند.
هر دل که به سینهٔ کسی دیدیا در کفِ غم سپرد و یا بُرد
هوش مصنوعی: هر قلبی که در سینهٔ کسی جای گیرد، یا غم را در دل میپذیرد یا عشق را به سوی او میبرد.
یار آمد و ساخت خانه در دلشاه آمد و خانهٔ گدا بُرد
هوش مصنوعی: دوست آمد و دل را مثل یک خانه زیبا کرد، در حالی که پادشاه به سراغ خانهی فقیر رفت و آن را نیز برد.
ما را که ز غم خیال گشتیمبادِ سرِ زلفِ او ز جا بُرد
هوش مصنوعی: ما که به خاطر غم و اندوه فکر او افسرده و پریشان شده بودیم، تندباد موهایش ما را از مکان و حال خود خارج کرد.
سیلابِ غمش در آمد از شهربازارِ هزار پارسا بُرد
هوش مصنوعی: اشک و غم او از میان شهر و بازار به بیرون آمد و همه کسانی که اهل تقوا و پارسایی بودند، تحت تأثیر آن قرار گرفتند.
شب صورتِ او به خواب دیدمتا چشم زدم بهم، مرا بُرد
هوش مصنوعی: در شب، چهره او را در خواب دیدم و به محض اینکه چشمانم را باز کردم، مرا تسخیر کرد.
دل را میبُرد سیلِ دیدهاشکم بدوید و خواب را بُرد
هوش مصنوعی: اشکهای من مانند یک سیل دل را میبرد و خواب را از من میگیرد.
این دیدهٔ من که کور باداپیشِ همه آبرویِ ما بُرد
هوش مصنوعی: این چشم من، که اگر نابینا هم باشد، پیش همه آبروی ما را بَر میدارد.
مسکین دلِ بیقرارِ خسروغم هیچ ندانمش کجا بُرد؟
هوش مصنوعی: دل بیقراری که مثل خسرو پریشان است، نمیدانم غم او را کجا برده و به کجا میخواهد برود؟