تناجی
امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۶۶۳

چشم تو مست است یا در خواب بازی می‌کندبوالعجب مستی که در محراب بازی می‌کند
مردم چشمم که می‌گردد به گرد روی توطفل را مانَد که در مهتاب بازی می‌کند
گر درآویزد دل نادان من در سوی توهمچو موی خود مشو، در تاب بازی می‌کند
چشم من دور از تو، گر غرقه به خون گردد سزاستز آشنا بیگانه و در آب بازی می‌کند
امشب اندر خواب دیدم با تو بازی کرده‌اموه تو بازی کرده‌ای یا خواب بازی می‌کند؟
با زنخدانت که خسرو عشق بازد گوییاگوسفندی دان که با قصاب بازی می‌کند