شمارهٔ ۷۰۲
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به بیان حسرت و ناامیدی خود از عدم رسیدن به عشق و وفای معشوق میپردازد. او از روزهایی یاد میکند که بویی از وفای محبوبش حس نکرده و تلاشهایش برای نزدیک شدن به او نتیجهای نداشته است. شاعر از درد و رنج ناشی از این جدایی و ناکامی شکایت میکند و به تصویر کشیدن بیابان طلب و ناکامی در یافتن بخت و اقبال خوب اشاره دارد. او همچنین به زیبایی و جاذبه معشوق اشاره میکند و میگوید که همه عالم از جمال او سهمی بردهاند، اما خود او نتوانسته به عشقش برسد. در نهایت، شاعر از تمام تلاشهایش برای رسیدن به محبوب سخن میگوید و حسرت ناشی از این ناکامی را به تصویر میکشد.
روزها شد که ز تو بوی وفایی نرسیدوز سر کوی توام باد صبایی نرسید
هوش مصنوعی: روزها گذشته و خبری از وفای تو نیست و بوی خوشی از سمت کوی تو به من نرسیده است.
چاک شد پیرهن عمر به صد نومیدیدست امید به دامان قبایی نرسید
هوش مصنوعی: پیرهن عمر من از ناامیدی پاره و خراب شد و هرگز نتوانستم به امیدم به لباس زیبایی دست پیدا کنم.
در بیابان طلب بخت پریشان کردمگرد آمد همه عمر و به جایی نرسید
هوش مصنوعی: در بیابان به دنبال سعادت و شانس خود گشتم، اما تمام عمرم گذشت و به هیچ موفقیتی دست نیافتم.
چشم گستاخ به نظاره روی تو بماندلب محروم به بوسیدن پایی نرسید
هوش مصنوعی: چشمی که بیپروا به تماشای چهرهات نشسته، نتوانسته لبش را به بوسیدن پایت برساند و از این نعمت محروم مانده است.
اندر آن روز که بالای توام بر جان زدوه که بر سینه چرا تیر بلایی نرسید
هوش مصنوعی: در آن روزی که من به خاطر تو دلم را به خطر میاندازم، افسوس که چرا تیر مصیبت به سینهام برخورد نکرد.
تن بیمار مرا خاک درت خوش باداکه به پرهیز بمرد و به دوایی نرسید
هوش مصنوعی: تن بیمار من، خوشا بر خاک تو! زیرا در حالت پرهیز از آسیبها و بیماریها درگذشتم و به هیچ درمانی دست نیافتم.
همه عالم ز جمال تو نصیبی بگرفتچه توان کرد، اگر بخش گدایی نرسید
هوش مصنوعی: تمام جهان از زیبایی تو سهمی بردهاند، ولی چه میشود کرد اگر نوبت گدایی به ما نرسید؟
ما که باشیم که ناخوانده به کویت آییم؟مگسان را گهی از کاسه صلایی نرسید
هوش مصنوعی: ما که هستیم که بیدعوت و ناخواسته به جایی قدم بگذاریم؟ مانند مگسهایی هستیم که هیچگاه توانایی دسترسی به خوراکی را ندارند.
تازه بادات گلستان جمالت هر روزگر چه با خسرو ازان برگ گیایی نرسید
هوش مصنوعی: عطر تازهای که از زیبایی تو به مشام میرسد، هر روز مانند گلی در یک باغ سرسبز است، هرچند که با پادشاهان و بزرگان نیز از آن برگ گیاه بهرهای نرسیده است.