شمارهٔ ۷۶۱
هوش مصنوعی: این شعر درباره زیبایی و جذابیت معشوق سخن میگوید و تأکید میکند که هیچ چیز دیگری به اندازه او زیبا و طراوتبخش نیست. شاعر میگوید هیچ گیاهی یا گلی به زیبایی و دلربایی معشوق نمیرسد و حتی برای او میگوید که اگر او از زیباییهای خود بگذرد، زیباییهای دیگر در باغ وجود نخواهد داشت. شاعر همچنین به ناتوانی جسمی خود در برابر غمهای معشوق اشاره میکند و تأکید میکند که هرگز از کوی معشوق دور نخواهد شد، حتی اگر در این راه خطراتی وجود داشته باشد. در پایان، اشاره به اینکه دیدهاش از زیبایی معشوق پر شده و به دیگر زیباییها نگاه نخواهد کرد.
نه به بالای خوشت سرو خرامان رویدنه به سیمای رخت لاله نعمان روید
هوش مصنوعی: نه زیبایی خوش قامت تو از بلندی او میبالد و نه چهرهی زیبا و دلانگیزت به زیبایی لالههای نعمان میرسد.
نه به ذوق لب لعل تو توان یافت شکرنه به شکل دهنت پسته خندان روید
هوش مصنوعی: شیرینی و لذت لبان تو را نمیتوان با شکر مقایسه کرد و زیبایی چهرهات هم مانند پسته خوشنما نمیشود.
با همه حسن و طراوت چو گل روی تو نیستآن گل تازه که در روضه رضوان روید
هوش مصنوعی: با تمام زیبایی و طراوتی که دارد، هیچ گلی به زیبایی روی تو وجود ندارد؛ هیچ گلی نیست که همچون آن گل تازهای که در باغ بهشت میروید، باشد.
سرو بالای ترا خاصیتی هست ز لطفکه نهال خوش او در چمن جان روید
هوش مصنوعی: درخت سرو زیبایی خاصی دارد که از لطف و محبت تو نشأت میگیرد و به همین خاطر، جوانههای خوشبو و دلنشین آن در دشت جان شکفته میشود.
گر تو خود بگذری، ای سرو، سمن بوی، به باغزیر خاک قدمت لاله و ریحان روید
هوش مصنوعی: اگر تو از خود بگذری و برای دیگران فداکاری کنی، مانند درخت سرو و گل سمن، در باغی که زیر خاک است، گلهای لاله و ریحان به پای تو خواهند رویید.
ز غم نرگس سیراب توام جسم ضعیفچو گیاهی ست که در راه بیابان روید
هوش مصنوعی: به خاطر غم نرگس، من به شدت تحت تاثیر قرار گرفتهام. بدن ضعیف من مانند گیاهی است که در دل بیابان رشد میکند.
قدم از کوی تو من بازنگیرم هرگزگر همه رهگذرم خنجر و پیکان روید
هوش مصنوعی: هرگز از مسیر تو برنمیگردم، حتی اگر همهی راهگذران به من حمله کنند و در مسیرم خطرناک باشند.
تا دو یاقوت لبت خسرو بیچاره بدیدهمه از دیده او لعل بدخشان روید
هوش مصنوعی: زمانی که خسرو بیچاره دو یاقوت لب معشوقش را دید، همه چیز از نظر او همچون لعلهای بدخشان به نظر آمد.