شمارهٔ ۷۷۰
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به دنبال بازگشت یار زیبایش است و احساس ناتوانی و غم ناشی از فراق او را بیان میکند. او از زیباییها و خوشیهایی که با حضور یار همراه بوده، یاد میکند و میخواهد که دوباره از آن نعمتها بهرهمند شود. شاعر از درد و رنجی که به خاطر دوری یار میکشد سخن میگوید و او را به عنوان آراینده مجلس زیباییهای زندگیاش توصیف میکند. در نهایت، او از یار میخواهد که دوباره به او بازگردد تا زندگیاش به سمت شادی و سرزندگی پیش برود.
یار زیبای مرا باز به من بنماییدترک رعنای مرا باز به من بنمایید
هوش مصنوعی: از شما میخواهم که دوباره محبوب زیبایم را به من نشان دهید. خواهش میکنم دوباره آن جوان خوش سیما را به من بنمایانید.
لاله می رویدم از خون جگر بر رخسارسرو بالای مرا باز به من بنمایید
هوش مصنوعی: به دنبال زیبایی و شادابی هستم که از درد و رنج درونم برمیخیزد. میخواهم که صورتی زیبا و لطیف به من نشان داده شود، چون در این زندگی سخت، زیباییها میتوانند تسکیندهنده باشند.
نیست آراسته بی آن مه زیبا مجلسمجلس آرای مرا باز به من بنمایید
هوش مصنوعی: بدون وجود آن زیبای دلربا، هیچ مجلس و محفل جالبی نیست. پس ای دوستان، دوباره آن زیبایی را به من نشان دهید تا مجلس زیباییهایم دوباره زنده شود.
عشرتم یاد همی آید از افزایش غمعشرت افزای مرا باز به من بنمایید
هوش مصنوعی: شما را با یادآوری گروهی از دوستانم به یاد میآورم که غم و اندوه من را بیشتر میکند. ای دوستان، دوباره حضور شما را میخواهم تا به من آرامش و شادی بدهید.
تا ازان زلف شده دور برفتم از جایآخر آن جای مرا باز به من بنمایید
هوش مصنوعی: زمانی که از زلفِ معشوق دور شوم و از آن مکان بروم، انتظار دارم که آن مکان دوباره به من نشان داده شود.
پیشتر زانکه به یغما برود خانه عمرشیر یغمای مرا باز به من بنمایید
هوش مصنوعی: قبل از اینکه عمرم به هدر برود و از بین برود، لطفاً یادآوری کنید که روزهای خوب زندگیام چه بودهاند.
از فراقم همه ناسازی و نابینایی ستیار زیبای مرا باز به من بنمایید
هوش مصنوعی: از دوری محبوبم، همه چیز برایم ناپسند و تاریک شده است. لطفاً مجدداً زیبایی او را به من نشان دهید.