شمارهٔ ۸۳۷
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به احساس فقدان و غیبت معشوق میپردازد. او از درد و دلش در شب میگوید و به یاد لحظات خوش و عشقی که در خرابات عاشقان گذرانده، حسرت میخورد. شاعر در صدد پیدا کردن نشانهای از صبر است و از زخمهای ناشی از عشق و غم سخن میگوید. با یادآوری زلفهای زیبای معشوق و تأثیر آن بر روحش، حس تنهایی و غم عمیق خود را ابراز میکند. در نهایت، او به دشواریهایی که در عشق با آن روبرو شده، اشاره میکند و میخواهد بفهمد چطور این دردها و زیباییها در زندگیاش شکل گرفتهاند.
یارب که دوش غایب من خانه که بود؟تشویش این چراغ ز پروانه که بود؟
هوش مصنوعی: ای خدا، دیشب که محبوبم غایب بود، خانهام کجا بود؟ این اضطراب و آشفتگی چراغ به خاطر پروانه از چه بود؟
من مست بوده ام به خرابات عاشقانآن نازنین به مجلس مستانه که بود؟
هوش مصنوعی: من مدتی در جایی بودهام که عاشقان و شوریدگان جمع شده بودند و در آنجا از عشق و دیوانگی صحبت میکردند. چه کسی میداند در آن محفل چه اتفاقاتی افتاده است؟
باری نبود در دلم امشب نشان صبرتا آن رونده باز به ویرانه که بود؟
هوش مصنوعی: امشب هیچ نشانهای از صبر در دلم نیست، تا آن کسی که به ویرانه من آمده بود، دوباره به سراغ من بیاید.
از گریه شبانه سرم درد می کندیارب که این شراب زخمخانه که بود؟
هوش مصنوعی: شبها به خاطر گریه کردن سرم به شدت درد میکند. ای کاش میدانستم این شراب زخمدار از کجا آمده است؟
می تافت دوش زلف چو زنجیر، وه که بازآن وقت درد بیدل و پروانه که بود؟
هوش مصنوعی: در شب، زلف مانند زنجیر درخشان بود و آه، اکنون در آن لحظه چه کسی درد بیدلی و شوق پروانه را تجربه میکرد؟
فرمان نداده روی تو چندین که آسماناقطاع آفتاب ز کاشانه که بود؟
هوش مصنوعی: آیا تو با چهره زیبای خود بر روی زمین، چندین بار فرمان ندادهای که آسمان از خورشید دور باشد و در کجا زندگی کنم؟
دست مبارک تو که دی رنجه شد ز تیغآن دولت از پی سر مردانه که بود؟
هوش مصنوعی: دست پر توان تو که دی به خاطر مهارت و تلاشش آسیب دید، آیا نمیدانست که این تغییر و تغییرات در سرنوشت، نتیجهی شخصیت و مردانگی او بود؟
ماند از بلای خال تو خسرو به دام زلفآن مرغ را نگر هوس دانه که بود؟
هوش مصنوعی: از عذاب و فریب خال زیبای تو، خسرو (پادشاه) به دام زلف آن مرغ افتاده است. به آرامی به آن مرغ نگاه کن که چطور به دنبال دانهای میگردد.