شمارهٔ ۸۶۹
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از زیباییهای معشوق صحبت میکند و بیان میکند که هر روز چشمانش به جمال او خیره میشود و دلش در بند اوست. او از دل تنگی و نگرانی خود میگوید و اینکه چگونه حتی در فقدان محبت، اشکهایش به طور مداوم فرو میریزند. شاعر به حسرتهایش اشاره میکند و از دلشکستگیهایی که از فراق معشوق به آن دچار شده، مینالد. همچنین بیان میکند که معشوق با زیباییهایش بر او تاثیری عمیق گذاشته و این عشق، همچون بلایی، زندگیاش را فراگرفته است و هر روز گرهایی از غم جدید به دلش اضافه میشود. او از خلاقیت و احساساتی که از محبتش ایجاد میشود، چنان سخن میگوید که زندگیاش را حیاتبخش مییابد.
هر روز چشم من به جمالی فرو شوداین دل که پاره باد گرفتار او شود
هوش مصنوعی: هر روز چشمانم به زیباییای خیره میشود که دل من که همچون تکهای از باد است، به شدت به آن وابسته میشود.
ای روی این دو دیده بدبین من سیه!تا بهر چه به دیدن روی نکو شود؟
هوش مصنوعی: ای چهرهی سیاه تو که در چشمهای ناامید من است! برای چه به دیدن روی زیبا میارزد؟
شوخی که دل ز من ببرد وز برای لاغآید درون سینه و در جستجو شود
هوش مصنوعی: شخصی که دل مرا میرباید، به گونهای است که احساس میکنم درون سینم جایی خالی دارد و در پی یافتن او هستم.
گویم بگوی با من مسکین حکایتیگوید میان هر دو لبم گفتگو شود
هوش مصنوعی: میگویم بگو، داستانی با منِ ناتوان بگویید و در این بین، کلامی از دل من خارج میشود.
با آنکه دیده هرگز ازو مردمی ندیدهم در دو دیده مردم چشمم همو شود
هوش مصنوعی: با وجود اینکه هیچ انسانی را با چشمانم ندیدهام، اما در دل هر دو چشمان مردم، او برای من به چشم میآید.
شرمنده گشت اشک من از چشم من چنانکهر لحظه آب گردد و در خود فرو شود
هوش مصنوعی: اشک من از چشمانم شرمنده شد، به گونهای که هر لحظه به آب تبدیل میشود و در خود فرو میرود.
ابرو کشد به گوش و زنخ را کند نگاهچوگان نهد به دوش و به دنبال گو شود
هوش مصنوعی: او ابروانش را به گوشه چشم میکشاند و به صورتش نگاه میکند؛ مانند کسی که چوگان را بر دوش مینهد و پس از آن به دنبال معشوقش میرود.
امسال خود به دام بلایی فتاده امکز وی به هر دمم غم صد ساله نو شود
هوش مصنوعی: امسال به طرز عجیبی دچار مشکلاتی شدهام که هر لحظه اندوهی تازه و عمیقتر از گذشته را برایم به همراه دارد.
گویم فتاده را بکش از خاک، گویدمارزد بدین قدر که قد من دو تو شود
هوش مصنوعی: میگویم که اگر کسی از خاک افتاده است، او را بلند کن و به او کمک کن. اما او پاسخ میدهد که آیا ارزش آن را دارد که من به اندازه تو قد بکشم؟
هر چند کآب روی نباشد چو آب جویهر روز آبرویم ازو آب جو شود
هوش مصنوعی: هرچند که من به زیبایی و جلوههای ظاهری مانند آب جوی نیستم، اما روز به روز به خاطر شخصیت و شرافت خودم احترام و اعتبارم بیشتر میشود.
آرد هم از پی لب او آب در دهانار دور چرخ گر گل خسرو سبو شود
هوش مصنوعی: حاضرم برای به دست آوردن عشق او، حتی اگر دور باشم، هر کاری انجام دهم؛ اینقدر عاشق او هستم که اگر دنیا و زیباییها هم به من نزدیک شوند، باز هم برایش تلاش میکنم.