شمارهٔ ۸۸۷
هوش مصنوعی: در این شعر شاعر به احساسات عاشقانه و انتظار دیدار معشوق میپردازد. او میگوید اگر معشوق قدمی به سوی او بردارد، تمام جانش را نثار خواهد کرد. شاعر به زیباییهای معشوق اشاره میکند و بیان میکند که اشکهایش تنها برای اوست. او در انتظار است که دیگران هم متوجه عشق و زیبایی معشوقش شوند و در این میان ابراز امیدواری میکند که عشقش را برای همیشه حفظ کند. خلاصه این شعر در انتظار و عشق عمیق به معشوق و زیباییهای اوست.
یک روز یار اگر قدمی سوی من زندبخت رمیده خیمه به پهلوی من زند
هوش مصنوعی: اگر روزی یارم قدمی به سمت من بردارد، شانس و بخت هم همچون خیمهای در کنار من خواهد بود.
خواهم هزار جان ز خدا تا کنم نثاردر هر قدم که سرو سمن بوی من زند
هوش مصنوعی: میخواهم از خدا هزار جان بگیرم تا در هر قدمی که برمیدارم، آن را فدای عشق و زیبایی سرو و سمن کنم که بوی خوشم را احساس کند.
در خورد دوست نیست مگر اشک چشم مندر پیش مردمان همه در روی من زند
هوش مصنوعی: تنها چیزی که در نظر دوست اهمیت دارد، اشکهای من است. در برابر مردمی که در اطرافم هستند، همه چیز بر من نمایان است.
مردم در انتظار که کی حلقه بر درمزلف نگار سلسله گیسوی من زند
هوش مصنوعی: مردم منتظر هستند که چه زمانی معشوق با موهای پیچخوردهاش بر در خانهام بزند.
چشمش هزار قلب شکست، از مژه هنوزلشکر کشد که بر دل بدخوی من زند
هوش مصنوعی: چشم او باعث شکست هزار دل شده است و مژههایش هنوز میتوانند لشکری را به سمت دل بدمن بفرستند و به آن آسیب برسانند.
خسرو، ز باد صبح رخش دم زنیم و بسلاف محبتش سر هر موی من زند
هوش مصنوعی: خسرو، ما از صبحگاهان با وزش نسیم، نام او را بر زبان میآوریم و فقط از عشق او سخن میگوییم که در دل و جان ما ریشه دوانده است.