شمارهٔ ۹۱۷
هوش مصنوعی: این شعر به وصف محبت و زیبایی معشوق میپردازد. شاعر میگوید که بهار بدون چهره زیبای معشوق هیچ ارزشی ندارد و یک بار دیدن او بهتر از تمام بهارهاست. او همچنین اشاره میکند که حتی اگر دو اسب در اطراف معشوق بتازند، زیبایی او به تنهایی کافی است. خیال چهره معشوق از ذهن شاعر نمیرود و او را مجذوب خود کرده است، به طوری که درد و غم عشق او برایش سنگین نیست. در نهایت، شاعر معشوق را تنها آرزوی دل خود میداند و آن را بر معشوق خسرو ترجیح میدهد.
بهار بی رخ گلرنگ تو، چه کار آید؟مرا یک آمدنت به که ده بهار آید
هوش مصنوعی: بهار بدون زیبایی تو چه فایدهای دارد؟ یک بار آمدن تو برای من از ده بهار ارزشمندتر است.
اگر دو اسپه دواند به گرد تو نرسدگل پیاده که او بر صبا سوار آید
هوش مصنوعی: اگر دو اسب تندرو به دور تو بچرخند، باز هم گلی که پیاده میآید، به تو نمیرسد؛ چرا که او بر باد سوار است و سرعت بیشتری دارد.
خیال روی تو از دیده می رود بیروناگرنه از مژه پایش به نوک خار آید
هوش مصنوعی: اگر تصّور چهرهی تو از پیش چشمهایم برود، باز هم اگر اشکی بریزم، آن اشک فقط به نوک خار میرسد.
مرا چو موی سرت ساخت چشم جادویتکه موی سر ز پی جادویی به کار آید
هوش مصنوعی: چشم جادوییات برای من به اندازه موی سرم ارزشمند است، زیرا همانطور که موهای سر به زیبا کردن و جادویی شدن میانجامند، چشمان تو نیز جاذبه و سحری دارند.
هزار کشته به فتراک گیسو آویزانهمی رود چو سواری که از شکار آید
هوش مصنوعی: هزاران دلبر و زیبا را به خاطر جاذبههای گیسوانت از دست میدهم، مانند سواری که بعد از یک شکار موفق به خانه برمیگردد.
غم تو بار گران است، لیک چون از تستدلم گران نشود، گر هزار بار آید
هوش مصنوعی: غم تو سنگینی میکند، اما وقتی از طرف تو باشد، دل من سنگین نمیشود، حتی اگر هزار بار بیاید.
تویی مراد دل و کی بود ز آمدنتمراد خسرو بیچاره در کنار آید؟
هوش مصنوعی: تو برای دل من آرزویی، و کیست که با آمدنت، آرزوی خسرو بیچاره تحقق یابد؟