شمارهٔ ۹۳۵
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به احساسات عمیق و درد دل خود اشاره میکند. او از معشوق میخواهد که اگر او را دور کند، دلش را که از سوختن شمع پر از آتش است، درک کند. اشارهای به غم و بلای دلش دارد و از خداوند میخواهد که این بلا را برطرف کند. شاعر از مظاهر زیبایی مانند سرو و روشنایی چراغ مجلس سخن میگوید و میگوید اگر تحیتی که برای معشوق فرستاده شده خوانده نشود، بیمعنا خواهد بود. در نهایت، او به شدت غم و اندوه خود مثل سیل اشاره میکند که میتواند کوهها را نیز ویران کند.
اگر ز پیش برانی مرا که بر خواندوگر مراد نبخشی که از تو بستاند؟
هوش مصنوعی: اگر مرا از خود برانی، من چگونه میتوانم از سفرهات بهرهمند شوم، و اگر نعمتی به من ندی، چگونه میتوانم چیزی از تو بگیرم؟
به دست تست دلم حال او تو می دانیکه حال آتش سوزنده شمع می داند
هوش مصنوعی: دل من به دستان تو سپرده شده و تو خوب میدانی که شمعی که در حال سوختن است، حال آتش را چگونه احساس میکند.
برفت آنکه بلای دل است و افت جانمگر خدای تعالی بلا بگرداند
هوش مصنوعی: آن کسی که برای دل درد و جان مشکل ایجاد کرده بود، رفت. جز خداوند بزرگ، کسی نمیتواند این بلا را از ما دور کند.
چه اوفتاد که آن سرو راستین برخاست؟خیر برید به دهقان که سرو بنشاند
هوش مصنوعی: چه اتفاقی افتاده که آن سرو بلند و راستین سر برآورده است؟ به دهقان (کشاورز) خوشخبر بدهید که بذر این سرو را بکارد.
چراغ مجلس روحانیان فرو میردگر او به جلوه شبی آستین برافشاند
هوش مصنوعی: اگر روحانیان در مجلس با جلوهگری و ظاهری زیبا خود را نشان دهند، نور و روشنی آن مجلس کمنور میشود.
تحیتی که فرستاده شد بدان حضرتگر این مقوله نخواند، درو فرو ماند
هوش مصنوعی: پیامی که به آن مقام فرستاده شده، اگر جزو این موضوع نباشد، در آن باقی خواهد ماند و اثری نخواهد داشت.
سرشک دیده خسرو چنین که می بینماگر به کوه رسد، کوه را بغلتاند
هوش مصنوعی: اگر اشکهای خسرو مانند این باشد که میبینم، حتی اگر به کوه برسد، آن را هم به حرکت درخواهد آورد.