شمارهٔ ۹۳۷
هوش مصنوعی: این شعر دربارهی دلپریشانی و درد عاشقانهی شاعر به واسطهی وفای یار و جفای اوست. شاعر میگوید که اگرچه وعدههای دلشکستهای شنیده، اما در نهایت امیدی به بهبود رابطه ندارد. او از حسادت و خیانت شاکی است و احساس میکند که تنها از صحبت با محبوبش آرامش مییابد. همچنین، شاعر نسبت به عاقبت درد و رنجهایش هشدار میدهد و اشاره میکند که اگرچه زندگی را با عشق او روشن میبیند، اما در غیاب او دلی پر از درد و اشک دارد. در نهایت، شاعر میگوید که در این خلوت، تنها وجود محبوب میتواند او را آرام کند.
وفا ز یار جفاکار چون نمی آیدجفا ز یار وفادار هم نمی شاید
هوش مصنوعی: وفا از یاری که خیانت میکند، نمیتواند انتظار برود. همچنین، خیانت از یاری که وفادار است، درست نیست.
جفا چه باشد و نام وفا که باز برد؟به حضرتی که دو عالم به هیچ برناید
هوش مصنوعی: سختی و بیوفایی چیست و نام وفا چه مفهومی دارد؟ وقتی که به کسی همچون او، که ارزشش از دو جهان بالاتر است، آسیب برسد.
مرا ز جمله جهان صحبت تو می بایدترا ز خدمت من ذره ای نمی باید
هوش مصنوعی: از تمام دنیا فقط صحبت تو برای من ضروری است و اینکه من از خدمت تو حتی ذرهای را نمیخواهم.
به رغم خاطر من قول دشمنان کردیچه طالعی ست مرا آه، تا چه پیش آید؟
هوش مصنوعی: تو به خاطر من بر ضد دلم قول کسانی را پذیرفتی؛ چه بدشانس هستم من! آه، ببینیم چه پیش خواهد آمد.
منوش می به حریفان سفله طبع خسیسکه تا به وقت خمارت صداع نفزاید
هوش مصنوعی: از نوشیدن مشروب با افرادی که خسیس و بیمقدار هستند، بپرهیز، زیرا تا زمانی که حال و هوای خوشی داری، هیچ چیزی به تو نمیافزاید.
به آبروی محبت که بی غرض بشنوکه از مصاحب ناجنس هیچ نگشاید
هوش مصنوعی: به خاطر حرمت محبت، به بیغرضی گوش کن که از همنشینی با افراد ناباب هیچ چیز خوبی به دست نخواهی آورد.
بترس از آه دل من که مبتلای توامبه سالها دگرت کی چو من به دست آید
هوش مصنوعی: از ناله و غم دل من بترس؛ زیرا که من سالهاست به تو دلبستهام و نمیدانم آیا روزی دیگر کسی مانند من به این عشق دچار خواهد شد یا نه.
به روز وصل تو دارد خبر، دل شادیمرا دو دیده شب هجر خون بپالاید
هوش مصنوعی: در روزی که به وصال تو میرسیم، دل شاد من به خاطر دوری شبانه، اشکهایی از سر ندامت و غم خواهد ریخت.
اگر چه خلوت خسرو منور است، ولیبه جز حضور تواش هیچ در نمی باید
هوش مصنوعی: اگرچه مکان خسروها روشن و زیباست، اما جز تو کسی نباید در آنجا حضور داشته باشد.