شمارهٔ ۹۶۱
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از زلف محبوب میخواهد که به باد داده شود و از باد عطر خوش را بهبود بخشد. او به جادوگرانی که از زیبایی محبوبش بهرهمند میشوند اشاره میکند و از دوستانش میخواهد که به یاد منش و رفتار او باشند. همچنین نگران است که آنها نیز دل به محبوب بسپارند. شاعر از آنها میخواهد که لبان او را به پای محبوب بوسه دهند و آرزوهایش را برآورده کنند. او به بیعدالتی خردسالان در شهر اشاره کرده و از بزرگان میخواهد که در این باره اقدام کنند. در پایان، شاعر از فراق خسرو گلهمند است و از دیگران میخواهد که اگر میتوانند، او را نگهدارند.
زلف یار مرا به باد دهیدباد عنبرفشان زیاد دهید
هوش مصنوعی: زلف معشوقم را به نسیم بسپارید و بگذارید بادی که عطر گل را پخش میکند، به آن بوزد.
جادوان کز خطش سبق گیرندشحنه ای هم ازان سواد دهید
هوش مصنوعی: ساحران و جادوگران که از دست خط خود برای جذب دیگران استفاده میکنند، لازم است که یک نظارت و کنترل بر آن داشته باشیم.
ای کسانی که نزد یار منیداز منش زود زود یاد دهید
هوش مصنوعی: ای کسانی که در حضور دوست هستید، به یادگیری از رفتار و منش او به طور مکرر و سریع بپردازید.
سوی او رفته اید می ترسمکه شما نیز دل به باد دهید
هوش مصنوعی: شما به سمت او رفتهاید و من نگرانم که شما هم دلتان را به بیهودگی بسپارید.
از لب من به پای او گه گاهبوسه بدهید و پر مراد دهید
هوش مصنوعی: بعضی اوقات از زبان من بوسهای به پای او بدهید و آرزوهایش را برآورده کنید.
خردسالی همی کند بیدادای بزرگان شهر، داد دهید
هوش مصنوعی: کودکان نیز در این شهر بیاحترامی میکنند، ای شخصیتهای بزرگ، لطفاً به این مسئله رسیدگی کنید.
اشک خسرو همی رود ز فراقگر توانیدش ایستاد دهید
هوش مصنوعی: اشک های خسرو به خاطر دوری محبوبش روان است. اگر بتوانید، او را متوقف کنید.