شمارهٔ ۹۶۵
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به زیبایی و جذابیت یاسمین اشاره میکند و چهرهاش را زیباتر از هر چیز دیگری میداند. او تأکید میکند که هر بار نام موهای یاسمین را میشنود، به یاد عطر و زیبایی او میافتد. همچنین، گلها و نسیم را نیز با زیبایی یاسمین مقایسه میکند و میگوید که وقتی او پا به زمین میگذارد، شاعر آماده است تا سر خود را به زمین بگذارد. در نهایت، شاعر خود را به عنوان غلام و بنده عشق او معرفی میکند، اما این بندگی را خاص و متفاوت میداند.
پیش روی تو یاسمین که بود؟پیش لعل تو انگبین که بود؟
هوش مصنوعی: در برابر زیبایی و جاذبهای که تو داری، هیچ چیز دیگری ارزش ندارد. گل یاسمین و شهد لعل در مقایسه با تو بیاهمیتاند.
هر کجا نام طره تو برندنافه خام پوستین که بود
هوش مصنوعی: هر جایی که نام زیبا و دلنشین تو آورده شود، مانند نرمی و لطافت پارچهای گرم و جذاب به چشم میآید.
گل که بو می برد ز باد صبابا چنان روی نازنین که بود
هوش مصنوعی: گل وقتی از نسیم صبحگاهی بوی خوشی میگیرد، به خاطر زیبایی دلربایش است.
چون ببینم که پا نهی به زمینسر نهم من به هر زمین که بود
هوش مصنوعی: وقتی ببینم تو پای خود را به زمین میگذاری، سر خود را به هر زمینی که باشد، خم میکنم.
خسروت شد غلام و بنده، ولیکبه جز از بند اینچنین که بود
هوش مصنوعی: پادشاهی تو به غلام و بنده تبدیل شد، اما او فقط در این حالت، یعنی در همین حالت که هست، در بند است.