شمارهٔ ۱۰۰۹
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر در مورد عشق و وابستگی به معشوق سخن میگوید. او میپرسد کی دلش از بند زلف محبوب آزاد خواهد شد و آیا دل محبوب به او نزدیک خواهد شد. شاعر از لعل (رنگ قرمز) محبت محبوب سخن میگوید و اینکه آیا این محبت میتواند دلش را سیراب کند. او همچنین میگوید که مرهم زخم هایش از جانب محبوب به کی داده خواهد شد. در نهایت، او به این نتیجه میرسد که دل به معشوق بسته است و نمیداند چه زمانی این وضعیت تغییر میکند.
دل از بند زلفت رها کی شود؟دلت با دلم آشنا کی شود
هوش مصنوعی: دل از اسارت زلف تو چه زمانی آزاد میشود؟ و دلت چه زمانی با دلم آشنا خواهد شد؟
نگویی که از لعل سیراب تومراد دل ما رواکی شود؟
هوش مصنوعی: آیا نمیگویی که با نوشیدن از شراب تو، آرزوی دل ما برآورده خواهد شد؟
ولی مرهم لعل خودکام توبه کام دل ریش ما کی شود؟
هوش مصنوعی: اما آیا درمان زیبایی و لذت تو میتواند مرهمی بر دل زخمی و شکسته ما شود؟
نمی شد دل از بند زلفش رهاکنون دل نهادیم تا کی شود؟
هوش مصنوعی: دل نمیتواند از زیبایی زلف او رها شود و اکنون که دل خود را در این راه گذاشتهایم، نمیدانیم تا چه زمانی این وضعیت ادامه خواهد داشت.
کجا همدم و یار خسرو شوی!که شه همنشین گدا کی شود؟
هوش مصنوعی: کجا میتوانی با خسرو که همدم و یار باشد، همراه شوی؟ زیرا پادشاه هرگز با یک گدا همنشین نمیشود.