شمارهٔ ۱۰۳۱
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و دلتنگی است. شاعر به عشاق اشاره میکند که همچون شمع در صبح، خاموش و بیتاب هستند و هر یک به خواب دیدن محبوبشان روی آوردهاند. بیخبری آنها از حال یکدیگر و دردهایشان نیز برجسته میشود. شاعر از یک شخص خاص میخواهد که به دو چشم خود نصیحت کند و در میانه محراب، با عاشقان همدردی کند. رقبا در حسادت به محبوب، در دل خونی ریختهاند و محبوب بیدار نیست، در حالی که بسیاری از عاشقان در انتظار محبوب خود در شبهای مهتاب بیتفاوت خوابیدهاند. در نهایت، شاعر از محبوب میخواهد یک شب به کوی خود بنگرد تا ببیند که عاشقان به چه حالتی در انتظار او هستند. این شعر به ابراز احساسات عمیق و غم عاشقانه پرداخته است.
عشاق هر شب از تو به خوناب خفته اندچون شمع صبح مرده و بی تاب خفته اند
هوش مصنوعی: عاشقان هر شب به یاد تو در درد و غم خوابشان میبرد، مانند شمعی که در صبح گداخته و بیقرار از بین رفته است.
خفتند هر کسی ز پی خواب دیدنتبیداری کسان که پی خواب خفته اند
هوش مصنوعی: هر کسی به خواب رفته تا تو را ببیند، اما کسانی که خوابیدهاند هنوز بیدارند و در حال تماشای این خواباند.
آخر نصیحتی بکن آن هر دو چشم رامستند در میانه محراب خفته اند
هوش مصنوعی: در پایان، نصیحتی بکن که این دو چشم در میانه محراب خوابیدهاند و در حال مستی به سر میبرند.
صد خون بکرده اند رقیبان کافرتآگه نبیند ز آه جگر تاب خفته اند
هوش مصنوعی: رقیبان تو برای شکست تو کارهای زیادی کردهاند و به تلاشی سخت مشغولند، اما تو از درد دل و غمهایی که در درونت داری، بیخبر هستی و به خواب رفتهای.
می ده به خاک جرعه ایشان که نزد توبر دست کرده جام می ناب خفته اند
هوش مصنوعی: دستهایی که به خاطر یاد و خاطره آنان بالا رفته و جام پاکِ شراب را در بر گرفتهاند، اکنون به خاک شناور میشوند و جرعهای از آن مینوشند.
از ما چه آگهیست کسان را که تا به روزبی التفاوت در شب مهتاب خفته اند
هوش مصنوعی: بسیاری از مردم از ما چه میدانند وقتی که تا صبح بیتوجه به دنیای اطراف در شب روشن ماه خوابیدهاند.
یک شب برون خرام، نظر کن به کوی خویشتا چند خون گرفته به هر باب خفته اند
هوش مصنوعی: یک شب به بیرون برو و به محل زندگی خود نگاه کن. ببین چقدر آدم غمزده و افسرده در کنار درها و ورودیها خوابیدهاند.
در آرزوی خاره رخساره تواندشاهنشهان که بر سر سنجاب خفته اند
هوش مصنوعی: در آرزوی زیبایی چهره و شکوه آن، تنها پادشاهان میتوانند باشند که در حال خواب و آسایش به سر میبرند.
خسرو، ز خفتگان درش خاستن مجویکایشان ز زخم ناوک پرتاب خفته اند
هوش مصنوعی: ای خسرو، از خوابیدهها در درگاهت انتظار کمک نداشته باش، زیرا آنها از زخم تیر دلشکسته و آسیبدیدهاند و خوابشان برده است.