شمارهٔ ۱۰۸۱
هوش مصنوعی: این شعر به بیان عشق و عاطفه عمیق شاعر به معشوق میپردازد. شاعر خود را عاشق شده و به زیباییهای معشوق اشاره میکند. او از دلتنگی و رنجی که از دوری معشوق میکشد صحبت میکند، و به احساس تنهایی و بیچارگی خود اشاره دارد. شاعر در عین حال به ظلم و جفاهایی که از سوی معشوق متحمل شده نیز اشاره میکند و از درد و رنج خود میگوید. او از حالتی آشفته و پریشان سخن میگوید که ناشی از عشقش است و به نوعی به دیگران میگوید که در جستجوی زیباییها و محبت، خود را در آوارگی و ناامیدی یافته است. در نهایت، او از دل خود میخواهد که آرامش را بپذیرد و خاموش شود.
ای از تو خوبان خورده خون تو از همه خونخواره ترعیاره ای کافر دلی چشمت ز تو عیاره تر
هوش مصنوعی: ای کسی که دیگران از خون تو مینوشند، تو از همه آنها خطرناکتر و cunningتر هستی. چشمانت به تو تیزتر از هر چیز دیگر است و دل تو به شدت کافر و بیایمان است.
من عاشقم بر روی تو، نادان چه سازی خویش را؟دانی که نبود بی سبب چشم کسی همواره تر
هوش مصنوعی: من به عشق تو دلبستهام، تو نادان چرا بر خود میپیچی؟ آیا نمیدانی که چشمی همیشه بیدلیل نمیبارد؟
چندی ز جور خود مرا رخساره تر دیدی به خونلب تر نکردی هیچ گه کز چیست این رخساره تر؟
هوش مصنوعی: مدت زیادی است که به خاطر ظلم و ستمی که به من کردی، چهرهام از حالتی که داشتم، به خاطر گریه و اندوه، خیس و تر شده است. اما تو حتی یک بار هم نپرسیدی که علت این چهرهی تر و غمگین چیست؟
در کشتن بیچارگان آشفتی و بر من زدیدانم ندیدی در جهان کس را ز من بیچاره تر
هوش مصنوعی: در کشتن بیپناهان و ضعفای بیدفاع شور و شوق داری، اما بدان که من به خوبی میدانم در این دنیا هیچ کس افراز را به اندازه من ندارند.
هر روزت آیم بنگرم، پس بار دیگر بی خبرصد پاره گشته جامه هم، وز جامه جانم پاره تر
هوش مصنوعی: هر روز میآیم تا تماشایت کنم، اما دوباره بدون اطلاع از تو، جامهام صد تکه میشود و از جامهی جانم، زخمیتر و پارهتر شدهام.
از یاوه گردی های دل از جستجوی نیکوانمن از جهان آواره ام، صبرم ز من آواره تر
هوش مصنوعی: از بیهودگیهای دل و جستجو برای نیروی نیک و خوب، من از دنیا سرگردان شدهام و صبر من از خودم هم سرگردانتر است.
بگذار دل را، خسروا، چون پند تو می نشنودخاموش کن دیوانه را، آوار ازان غمخواره تر
هوش مصنوعی: اجازه بده دل را، ای خسر، زیرا که پند تو را نمیپذیرد. آرامش دیوانه را بر هم نزن، چرا که از آن غمگینی بیشتر میشود.