شمارهٔ ۱۰۹۱
هوش مصنوعی: این شعر به زیبایی و نورانی بودن قمر (ماه) اشاره دارد و ابراز شوق و آرزوهایی برای وصال معشوق است. شاعر از دلتنگی و خیالپردازیهای شبانهاش سخن میگوید و longing (خواسته) خود برای نزدیک شدن به زیباییهای معشوق را بیان میکند. او به جهانی پر از احساسات عاشقانه و تمنای وصال اشاره دارد که در آن ماه نمادی از زیبایی و نیکویی است. در نهایت، شاعر از inevitability (اجتنابناپذیری) خواب و خیالاتش در پی قمر سخن میگوید و اینکه هیچ چیز نمیتواند او را از عشقش دور کند.
پرتو خورشید بین تابنده از روی قمرشاد باش، ای روشنی روی نیکوی قمر
هوش مصنوعی: نور خورشید را که از روی ماه میتابد ببین و شاد باش، ای روشنی چهره زیبای ماه.
راست چون ماه نوم کاهیده و زار و نزارکز پس ماهی بود یک روز پهلوی قمر
هوش مصنوعی: به درستی که ماه در دوران نو، کمرنگ و ضعیف است، اما زمانی پس از آن، هنوز یک روزی در کنار ماه روشن و کامل وجود داشته است.
هر شبی تا صبح بیدارم به بازی خیالسر به روی خاک ماندم، چشم بر روی قمر
هوش مصنوعی: هر شب تا صبح بیدار میمانم و در دنیای خیالم غرق هستم. سرم به زمین است و چشمانم به سمت ماه مینگرد.
ای دل، ار خواهی که حلوایی خوری از عید وصلمن حلالت می نمایم، آنگه ابروی قمر
هوش مصنوعی: ای دل، اگر میخواهی از لذتهای عید وصل من بهرهمند شوی، این را برایت مجاز میدانم، سپس زیبایی ابروی ماه را نیز به تو نشان میدهم.
ماه من چاه زنخدان تو شد از خوی پر آبپاک کن کز وی در آب افگنده گوی قمر
هوش مصنوعی: ماه من به دلیل زیبایی و جذابیت تو، به نوعی گودالی از زیبایی ایجاد کرده است. از خودت را پاک کن تا بر اثر این زیبایی، گوی قمر که بازتابی از نور توست، در آب بیفتد.
نیکوان خاک تواند، ای ماه، در تو کی رسند؟کی رسد خاکی که اندازد کسی سوی قمر؟
هوش مصنوعی: ای ماه، زمیننشینان نیکخواه نمیتوانند به تو برسند. چه زمانی ممکن است خاکی به تو نزدیک شود که کسی بخواهد به سوی قمر پرتابش کند؟
گشت پنهان می کنی و منع خسرو بیهده استزانکه شبگردی نخواهد رفتن از خوی قمر
هوش مصنوعی: تو در حال پنهان شدن هستی و جلوگیری کردن از رفت و آمدت بی فایده است، چرا که ویژگی شبگردی برای قمر این است که نتواند از خود دور شود.