شمارهٔ ۱۲۶۵
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به معشوقی زیبا و ناسازگار اشاره میکند و میگوید که این زیبایی و جفا را از که باید بشناسد. او به نکوهش جفا و بیوفایی معشوق میپردازد و بیان میکند که اگر یاری او جفا کند، دل دیگران آسیب میبیند. همچنین میگوید که مردم از زیبایی معشوق و زلف او مینوازند، اما به این زیباییها و رازهای دل او واقف نیستند. در پایان به دیوانگی خسرو اشاره میکند که ناشی از عشق و اندیشه اوست و سوال میکند که همان زلف دو تا را چگونه میتوان شناخت. منظور کلی شاعر این است که در عالم عشق، جفا و بیوفایی چقدر میتواند عمیق و آسیبزننده باشد.
آن نرگس پر ناز و جفا را ز که دانیم؟وان غمزه بی مهر و وفا را ز که دانیم؟
هوش مصنوعی: ما از کجا بدانیم کیست آن نرگس زیبا و بیرحم؟ و چه کسی میتواند بفهمد آن چشمک بیعاطفه و بیوفا از آن کیست؟
گر یار جفا کرد، گنه بر دل ریش استای خلق جفاگوی شما را ز که دانیم؟
هوش مصنوعی: اگر معشوقی به ما ظلم کند، تقصیر بر دلِ رنجیده ما است. ای مردمِ بدگفتار، ما از کی بدانیم که باید به چه کسی شکایت کنیم؟
مردم ز پی کشتن آن زلف تو جنبندای خرمن گل باد صبا را ز که دانیم؟
هوش مصنوعی: مردم به خاطر زیبایی و جذابیت زلف تو در تلاش و کوشش هستند، ای کسی که معطر به گلها هستی. ما نمیدانیم که بادی که این زیبایی را به ما میرساند، از کجا میآید.
هر شب که بود ماه که بر بام برآیدآن شعمره انگشت نمارا ز که دانیم؟
هوش مصنوعی: هر شب هنگامی که ماه بر بام آسمان نمایان میشود، ما نمیدانیم که سایهٔ انگشت نما از کجا میآید.
گفتی که به دل راز که داری تو، درین دلآخر خبرت نیست که ما راز که دانیم؟
هوش مصنوعی: گفتی که در دلت رازی داری، اما خودت نمیدانی که ما چه رازهایی را میدانیم!
دیوانگی خسرو از اندیشه شد آخرآن سلسله زلف دو تا را ز که دانیم؟
هوش مصنوعی: خسرو به خاطر تفکراتش دیوانه شده و حالا در این وضعیت نمیدانیم که این زلفهای دو رنگ از کجا آمدهاند یا به چه کسی تعلق دارند.