شمارهٔ ۱۴۷۷
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به عشق و دلتنگی خود اشاره میکند. او میگوید که اگرچه از دوری معشوق رنج میبرد و خود را پریشان میبیند، اما نمیخواهد این احساس را به معشوق نشان دهد. او تمامی شب را بیدار میماند و به خاطر یاد گیسوان معشوقش زنده میماند. در نهایت، شاعر بیان میکند که حتی اگر معشوق بخواهد، او جان خود را هم فدای عشقش میکند.
من اگر دوستت همی دارممکش اکنون برای این کارم
هوش مصنوعی: اگر من تو را دوست دارم، لطفاً به خاطر این احساس، مرا نکش.
من خود از هجر مرده ام، لیکنخویشتن را بدو نمی آرم
هوش مصنوعی: من به خاطر دوری از محبوبم جانم را از دست دادهام، اما نمیتوانم خودم را به او معرفی کنم.
لاف یاری نمی زنم، هر چندبا تو در خویشتن نمی یارم
هوش مصنوعی: من ادعای دوستی نمیکنم، هرچند که در درون خودم هم نمیتوانم به تو کمک کنم.
در نشان ستارگان سپهرهمه شب تا به روز بیدارم
هوش مصنوعی: من شبها تا صبح بیدارم و به نشانههای ستارگان آسمان نگاه میکنم.
می دهم جان به یاد گیسویتشب بدین یاد زنده می دارم
هوش مصنوعی: به خاطر یاد تو و گیسوانت، جانم را فدای تو میکنم و شب را به یاد تو زنده نگه میدارم.
نستانی تو جان خسرو، لیکگر بگویی به غمزه نسپارم
هوش مصنوعی: تو جان منی، ای خسرو، اما اگر با ناز و لبخند سخن بگویی، من دل به هیچ چیز دیگری نخواهم داد.