شمارهٔ ۱۶۸۱
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و دلتنگی شاعر برای معشوقی است که او را بسیار دوست دارد. شاعر به حالت مستی اشاره میکند که از عشق به معشوق بر او عارض شده و برای یافتن او سعی میکند. او به وضوح میگوید که حتی اگر مردم نگاهش کنند، باز هم به یاد معشوقش است و دلش در کوی او گم شده است. شاعر همچنین از تلخی و سختی هجران میگوید و از دیگران میخواهد که اگر جواب تلخی از معشوق دریافت کردند، آن را تحمل کنند و بداند که این تلخی بخشی از ذات اوست. در نهایت، شاعر آرزو میکند که بوی معشوق را از نسیم صبا بگیرند و به او برسانند.
مست آمد آن نگار که ما مست روی اودیوانگیست کار من از جستجوی او
هوش مصنوعی: دختر زیبایی که ما به خاطر او مجنون شدهایم، به حالت مستی به سراغ ما آمده است و این حال و روز من از عشق و گشتن به دنبال او ست.
با خود برید چشم من از روی مردمیگر آرزو کنید که بینید روی او
هوش مصنوعی: چشمم از نگاه مردم و دنیا جدا شده است، اگر آرزو دارید که چهره او را ببینید.
بر خاک کوی وی دل من دوش گم شده ستیک ره طلب کنید دل از خاک کوی او
هوش مصنوعی: دیروز دل من در راه کوی او گم شد. لطفا یک بار دیگر دل را جستجو کنید، در جایی که او زندگی میکند.
خواهید تا چو من نشوید از بلای هجردر من نگه کنید و ببینید سوی او
هوش مصنوعی: اگر میخواهید مانند من از درد جدایی رنج بکشید، به من نگاه کنید و ببینید چگونه به سوی او میروم.
گر تلخ پاسخی دهد از خوی تلخ خویشهم بشنوید و تلخ مدانید خوی او
هوش مصنوعی: اگر کسی با شما تلخ و بیمحبت سخن بگوید، از روی تلخی درون خودش این سخنان را میگوید، پس به تلخی او توجه نکنید و آن را به خودتان نگیرید.
گر هیچ نیست، پیش نسیم صبا رویدبر خسرو شکسته رسانید بوی او
هوش مصنوعی: اگر هیچ چیزی هم نباشد، نسیم صبا به سمت او میوزد و بوی دلانگیزش را به عشقهای شکسته میرساند.