شمارهٔ ۱۷۱۹
هوش مصنوعی: این شعر دربارهی عشق و رنجهای آن است. شاعر به آرزوها و کینهها در دل میپردازد و از درد و رنجی که در اثر عشق متحمل میشود صحبت میکند. او به زیبایی و لطافت عشق اشاره کرده و میگوید که هر قطره خونش نشانی از عشق است. همچنین از عقل و نصیحتهای آن میخواهد که به جای نصیحت، در دلش آرامش را نازل کند. در نهایت، شاعر به احوال مجنون و عشق او اشاره کرده و از ننگ عاشقان که به راحتی از احساساتشان میگذرند، انتقاد میکند.
ای آرزوی هزار سینهوندر دل تو هزار کینه
هوش مصنوعی: ای آرزوی هزار نفر، در دل تو هزار حسد و کینه نهفته است.
هستم ز برت که هست پیدادر جامه چو می در آبگینه
هوش مصنوعی: من از وجود تو هستم که در جامه نمایان است، مانند شرابی که در لیوان شفاف دیده میشود.
هر قطره خون ز چشم من هستبر خاتم عاشقی نگینه
هوش مصنوعی: هر قطره اشکی که از چشمان من میریزد، مانند جواهری بر نشان عشق من است.
ای عقل که پندنامه خوانیدر آب روان کن این سفینه
هوش مصنوعی: ای عقل، تو که مانند کتابی برای نصیحت و راهنمایی هستی، در این سفر ناامن و پرخطر، هدایت کن و مرا راهنمایی کن.
طاقت به دلم نماند، یاربانزل لقلوبنا سکینه
هوش مصنوعی: دل من دیگر تحمل ندارد، ای خدا بر دلهای ما آرامش نازل کن.
مجنون خراب سینه دانداندوه من خراب سینه
هوش مصنوعی: مجنون که تجربهای از درد و اندوه عاشقی دارد، میداند که آن دلشکسته من چه احساسی را تجربه میکند.
ننگ همه عاشقانست خسرومپسند سفال در خزینه
هوش مصنوعی: خسرو، تو باعث شرمندگی تمام عاشقان هستی، بنابراین سفال را در گنجینه نپذیر.