شمارهٔ ۱۷۵۱
هوش مصنوعی: شاعر در این ابیات به این نکته اشاره میکند که اگر کسی به عشق و جذبهاش راه یافته، نباید به عقلش توجه کند، زیرا عشق او را به سوی حقیقت و رهایی میبرد. او تأکید میکند که هزار بار فریاد عشق را شنیده و عقل را مانع مسیر میداند. در صورتی که به عشق گرفتار شده، بهتر است به میخانه برود و از پیر راهنما کمک بگیرد تا با یک پیاله از بند عقل رها شود. در نهایت، شاعر دعوت به دوری از زندگیهای مادی و بیمعنا میکند و به مهمانی رندان و شادیهای عاشقانه فرا میخواند.
به کوی عقل مرو، گر به عشوه بردی راهوگر ز عقل گذشتی، بگوی بسم الله
هوش مصنوعی: به محلهی عقل نرو، اگر با ناز و بروز به سمت آن میروی و اگر از عقل عبور کردی، بگو: بسمالله.
هزار بار به گوش دلم رسید از غیبکه عشوه راهنمایست و عقل مانع راه
هوش مصنوعی: هزار بار پیامهای پنهانی به قلب من رسید که زیبایی و جاذبه راه را نشان میدهد، اما عقل و خرد مانع از آن میشوند.
وگر به سلسله عشق مبتلا شده ایبرو به میکده وز پیر دیر همت خواه
هوش مصنوعی: اگر به عشق گرفتار شدهای، به میکده برو و از پیر آنجا یاری بخواه.
به یک پیاله رهاند ز بند عقل ترامن آزموده ام ار نشنوی، مرا چه گناه
هوش مصنوعی: با یک پیاله شراب، تو را از قید و بندهای عقل آزاد میکنم. من از قبل امتحان کردهام و اگر تو این را نپرسی، چه تقصیری بر من است؟
بیا به مجلس رندان و بر کف ساقیقران چشمه خورشید بین به یک شبه ماه
هوش مصنوعی: به جمع رندان برو و بر دستان ساقی، روشنایی خورشید را ببین که در یک شب مانند ماه میدرخشد.
مجو مجو قدح باده در جهان، خسروکه آب بوالهوسان ریخت حب منصب و چاه
هوش مصنوعی: نکند در دنیا به دنبال جام باده باشی، ای شاه! زیرا آنکه به زندگی خود طمع ورزید، عشق مقام و منصب او را به چاهی کشید.