تناجی
امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۱۸۸۴

ز من برشکستی به یکبارگیدر وصل بستی به یکبارگی
درافتاده بودی به دامم، چه سود؟که از دام جستی به یکبارگی
بیا کز جدایی بر انداختمهمه ملک هستی به یکبارگی
مگر در دلت مهربانی نماند!که پیمان شکستی به یکبارگی
برفتی و با بدسگالان منبه عشرت نشستی به یکبارگی
چه می خورده ای، خسروا، که دگر؟ز اندوه رستی به یکبارگی