شمارهٔ ۱۹۰۰
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به توصیف عشق و غم ناشی از آن میپردازد. او از آرزوهای خود در زندگی سخن میگوید و تأکید میکند که باید تا زمانی که قادر است، عشق را درک کند. شاعری که به خاطر معشوقش جان میدهد، از دوری و مرگ خود در اثر این عشق صحبت میکند. او همچنین به حسادت به دیگر عاشقان اشاره کرده و مرگ بر سر معشوق را زیبا میداند. احساساتی چون شکرگزاری برای غم عشق و دلسوزیهای شخصی را ابراز میکند. شاعر، با استفاده از تصاویر زیبا، به عمق احساسات خود پرداخته و بر سختیهای ناشی از عشق تأکید میکند.
ما را در آرزویت بگذشت زندگانیباقیست تا دو سه دم، دریاب گر توانی
هوش مصنوعی: ما در آرزوی تو به سر میبریم و عمرمان به پایان نزدیک شده است. اگر میتوانی، ما را دریاب و به ما محبت کن.
چشمت که کشت ما را باشد همین قصاصشکز دور مردن من بنماییش نهانی
هوش مصنوعی: چشم تو که باعث مرگ ما شد، قصاصش همین است که از دور مرگ من را پنهانی نشان دهی.
گر این تن چو مویم بوده ست از تو گوییتو دیر زی که اینک مردیم از گرانی
هوش مصنوعی: اگر این بدن من مانند موی من بوده است، پس به تو میگویم که گویا مدت زیادی از تو دور بودهام، زیرا اکنون به دلیل بار سنگین زندگی میمیرم.
رشک آیدم ز تیغت بر عاشقان دیگراین لطف هم مرا کن از بهر آن جوانی
هوش مصنوعی: من از عشق و زیبایی تو به دیگر عاشقان حسرت میبرم، لطفی که به من هم میکنی، به خاطر آن جوانی که هستم.
چون بر سرم رسیدی، بر من مبارک آمدمردن بر آستانت، ای جان زندگانی
هوش مصنوعی: وقتی به سراغ من آمدی، برایم خوش یمن بود که در آستان تو بمیرم، ای جان زندگیام.
شکر غم تو گویم کز دولتش همه شببا دیده در شرابم، با دل به دوستگانی
هوش مصنوعی: غم تو را باید با سپاس یاد کنم، زیرا از برکت آن هر شب با چشمانم در شراب هستم و با دلم در پی دوستان به سر میبرم.
با سوز خود خوشم من، بر من مخند گه گهتا بیشتر نگردد این داغهای جانی
هوش مصنوعی: من با درد و سوز خود خوشحالم، لطفاً گاهی بر من نخند تا این زخمهای عاطفیام بیشتر نشود.
گر بگذری بدانسو، ای باد، زلف او رازان گونه کو نداند، از من دعا رسانی
هوش مصنوعی: اگر ای باد، از آن طرف بگذری و زلف او را ببینی، آنقدر که او نمیداند از من دعا و پیام برسانی.
بی او، دلا، ز خسرو کم جو قرار و سامانکو رسم صبر داند، لیکن چنانکه دانی
هوش مصنوعی: بدون او، ای دل، از خسرو آرام و ترتیب نجو. کسی که صبوری را میشناسد، اما مانند آنچه تو میدانی، وضع او متفاوت است.