شمارهٔ ۱۹۱۳
هوش مصنوعی: این شعر به بیان درد و رنج عاشقانهای میپردازد. شاعر از دیگران میخواهد که درباره احوال او سوال نکنند و به جای آن، به درد و رنج عشق و جاننثاری او توجه کنند. او به تصاویر و نمادهای مختلفی اشاره میکند که نشاندهنده عمق احساساتش است و از تنهایی و سرنوشت تلخ خود سخن میگوید. در نهایت، بیانگر این است که عشق و عواطف انسانی عمیقتر از آن است که تنها با سوالات سطحی قابل فهم باشد.
نشان آن دهن از من چه پرسی؟حدیث جانست این، از تن چه پرسی؟
هوش مصنوعی: به وضوح میتوان گفت که گفتار و رفتار من نشانگر روح و جانم است. اگر میخواهی از من چیزی بپرسی، به احساسات و درونم توجه کن، نه به ظواهر و جسمم.
مرا جان بخش بی دستوری چشمازان عیار مردافگن چه پرسی؟
هوش مصنوعی: چشم آن دختری که زیبایش جانم را تازه میکند، هیچ نیازی به فرمان و دستور ندارد. از او چه میپرسی؟
ز سوز سینه پر آتش منچو دانی یک به یک روشن چه پرسی؟
هوش مصنوعی: از آتش دل که در سینهام وجود دارد، وقتی به آن دقت کنی، هر یک از غمها و احساساتم را میتوانی ببینی و درک کنی. آیا میخواهی دربارهی آنها بپرسی؟
سگان کوی خود را پرس حالممرا از خانه و مسکن چه پرسی؟
هوش مصنوعی: سگهای کوی خود را بپرس؛ حال من را از خانه و زندگیام چه میپرسی؟
به رسوایی دریدم جامه صبربرون شد پایم از دامن چه پرسی؟
هوش مصنوعی: به خاطر رسوایی و آزردگی که در دل دارم، صبر و تحملم را از دست دادهام و حالا دیگر نمیتوانم خودم را کنترل کنم. از من چه انتظاری داری وقتی که دیگر نمیتوانم پا به دامن دلتاب و آرامش بگذارم؟
مرا گویی، چه کردی آن دل خویش؟ز خود پرس این خبر، از من چه پرسی؟
هوش مصنوعی: تو از من میپرسی چه بر سر دل خودت آمده، اما باید از خودت بپرسی. من چه میدانم؟
ز مستوران چه پرسی درد عشاق؟غم یوسف ز پیراهن چه پرسی؟
هوش مصنوعی: از کسانی که در دل پوشش و پنهاناند، چرا دربارهی درد عاشقان سوال میکنی؟ غم یوسف را از پیراهنش چه میپرسی؟
کمال عشق نامردان چه دانند؟نبرد تهمتن از زن چه پرسی؟
هوش مصنوعی: عشق واقعی را افرادی که شجاعت و صداقت ندارند نمیشناسند. سوال نکنید که مردان بزرگ چه نبردهایی با زنان دارند.
بپرس از شیرمردان، خسرو، این رازز رعنایان روبه فن چه پرسی؟
هوش مصنوعی: از دلاوران بپرس، ای خسرو، که دربارهی زیباییها و جذابیت چه چیزی میخواهی بدانید؟