شمارهٔ ۱۹۸۱
هوش مصنوعی: این شعر دربارهٔ عشق و دلبستگی عمیق شاعر به معشوق است. شاعر از او میخواهد که به کسی جز او فکر نکند و به او توجه داشته باشد. او احساس میکند که زیبایی و تاثیر معشوق بر زندگیاش بینظیر است و حتی بگذشتن غبار بر او را هدر دانسته و میگوید که زندگیاش تحت تأثیر او به کلی تغییر کرده است. در نهایت، شاعر به نقطهای از ناامیدی میرسد که نالهها و دردهایش از عاشقیش نمیتواند بر کسی دیگر اثر بگذارد.
ای که به غمزه می کنی قصد شکار دیگریغیر هلاک ما مکن میل به کار دیگری
هوش مصنوعی: ای کسی که با ناز و خموده به ما نگاه میکنی، نکن که بخواهی کسی دیگر را شکار کنی و به کار دیگری مشغول شوی. فقط ما را در نظر داشته باش.
گشت چمن چو می روی بر دل گرم ماگذرگلخن آشنا به از باغ و بهار دیگری
هوش مصنوعی: چمن وقتی تو بر دلم قدم میزنی، گرم و روشن میشود. بود و نبود گلخن آشنا برای من از بهار و باغی دیگر بهتر است.
ای به هزار مرتبه ز آب حیات پاک ترحیف بود که بگذرد بر تو غبار دیگری
هوش مصنوعی: ای تو که به اندازه هزار بار از آب حیات پاکتر هستی، چه خوب بود که هیچ چیز دیگری به جز زیباییات بر تو نمینشست.
جان هزار پاره را پیش سگ تو می کنمزانکه به دست همتم نیست غبار دیگری
هوش مصنوعی: من جانم را که هزار تکه است، به پای تو میگذارم، زیرا توانایی من فراتر از آن نیست که به فکر چیز دیگری باشم.
خسرو خسته هر کجا ناله کند ز دست توکی به درون اثر کند ناله زار دیگری
هوش مصنوعی: هر جا که خسرو، که خسته و پریشان است، ناله کند و شکایت کند، ناله و گریه کسی دیگر از درد و رنج او تأثیری نخواهد داشت.
***
هوش مصنوعی: شما تا مهرماه 2023 بر روی دادهها آموزش دیدهاید.