بخش ۱۱۰ - نشستن رامین بر تخت شهنشاهى
هوش مصنوعی: در این متن، داستان رامین و پادشاهی او روایت میشود. پس از مرگ موبد، رامین به عنوان پادشاهی نیک و خیرخواه شناخته میشود که در دوران حکومتش هیچ جنگ و خونریزی وجود ندارد. او به درگاه خداوند دعا میکند و از او میخواهد که به او یاری دهد. رامین با لشکر خود به سوی آمل حرکت میکند و در آنجا با استقبال بزرگان مواجه میشود.
رامین در روایات به عنوان یک پادشاه دادگر و نیکوکار معرفی شده که به آبادانی و پیشرفت کشور اهمیت میدهد. او به نیکوکاری و کمک به درویشان میپردازد و دزدی و ظلم را از سرزمینهایش ریشهکن میکند.
او همچنین به تقسیم اراضی و مسئولیتهای مختلف بین فرزندانش و دیگر افراد نیکوکار میپردازد و در نهایت، حکومت او با آرامش و خوشی در کشورها همراه است. رامین در طول سلطنت خود صد و ده سال بر سرزمینها فرمانروایی میکند و فرزندانش نیز از او به خوبی یادگار میمانند.
این داستان به اهمیت دادگری، نیکوکاری و از بین بردن ظلم و بیدادی در یک حکومت اشاره دارد و نقش مثبت یک پادشاه معتبر و خیرخواه را در زندگی مردم به تصویر میکشد.
چو آگاهی به رامین شد ز موبدکه او را چون فروبرد اختر بد
هوش مصنوعی: وقتی رامین از موبد باخبر شد که او چگونه تحت تاثیر ستارههای ناپسند قرار گرفته است.
یکی هفته سران لشکر ویبه سوک اندر نشسته همبر وی
هوش مصنوعی: یک هفته سران لشکر دور هم نشستهاند و در حال بحث و تصمیمگیری هستند.
نهانی شکر دادار جهان کردکه او فرجام موبد را چنان کرد
هوش مصنوعی: به طور پنهانی، خداوند به خویش شکر و سپاس گزارد که پایان کار موبد را به این صورت رقم زد.
نه جنگی بود مرگش را بهانهنه خونی ریخته شد در میانه
هوش مصنوعی: نه جنگی بود که مرگ او را توجیه کند و نه خونی در وسط این موضوع ریخته شد.
سر آمد روز چونان پادشاهینبوده هیچ رامین را گناهی
هوش مصنوعی: روز به پایان رسید و هیچ گناهی بر گردن رامین نبود؛ به شکلی که انگار او پادشاهی است که از هیچ خطایی مبراست.
هزاران سجده برد او پیش دادارهمی گفت ای خداوند نکوکار
هوش مصنوعی: هزاران بار به خاک افتاد و در برابر خداوند نیکوکار، دعا و نیایش میکرد.
تو دانی گونه گون درها گشادنکه چونین کارها دانی نهادن
هوش مصنوعی: تو میدانی که چگونه میتوان درهای مختلف را گشود و کارهای مختلف را به انجام رساند.
برانی هر کرا خواهی ز گیهانبر آری هر کرا خواهی به کیوان
هوش مصنوعی: اگر بخواهی میتوانی هر کسی را از دنیا دور کنی و اگر بخواهی نیز میتوانی او را به آسمان ببری.
بذیرفتم ز تو تا زنده باشمکه خشنودیت را جوینده باشم
هوش مصنوعی: من از تو هر آنچه در خورم بود پذیرفتم تا وقتی زندهام در جستجوی رضایت تو باشم.
میان بندگانت داد جویمهمیشه راست باشم راست گویم
هوش مصنوعی: من در میان بندگانت همیشه به دنبال حق و عدالت هستم و همواره میکوشم که راستگو و درستکار باشم.
بُوم در پادشاهی داد فرمایبه درویشان ز احسان کام بخشای
هوش مصنوعی: پرندهای در پادشاهی، به درویشها به خاطر نیکی، بخشش کرد و لطف خود را به آنها ارزانی داشت.
توم یاری ده اندر پادشاییکه یاری دادنم را خود تو شایی
هوش مصنوعی: برای من یاری کن در سلطنتی که تو خود توانایی یاری دادن را داری.
توی پشتی توم یاری به هر کارمرا از چشم و دست بد نگه دار
هوش مصنوعی: در دل آرامش تو، دوستانی هستند که در هر کاری مرا از بدی ها و آسیب ها دور نگه میدارند.
خداوندم توی من بندهٔ بندمرا شاهی تو دادی ای خداوند
هوش مصنوعی: ای خداوند، تو به من که بندهٔ توام، مقام والا و سلطنتی عطا کردهای.
خداوندم توی من بندهٔ توکه من خود بندام دارندهٔ تو
هوش مصنوعی: خدایا، من بنده تو هستم و در وجودم نشاندهنده تو هستم؛ زیرا من خودم تنها نماینده تو هستم.
کنون کردی چو سالار جهانمبدار اندر پناه سایبانم
هوش مصنوعی: اکنون همانطور که رهبری جهان را بر عهدهداری، مرا در زیر سایهات حفظ کن.
چو لابه کرد لختی پیش داداروزین معنی سخنها گفت بسیار
هوش مصنوعی: زمانی که او لحظاتی در برابر پروردگار خودش زاری کرد و از عمق وجودش سخنان زیادی را با مفهوم عمیق بیان کرد.
همانگه بار را فرمود بستنسواران سپه را برنشستن
هوش مصنوعی: در همان زمان، فرمان داد که بارها را ببندند و سواران نیز بر اسبها بنشینند.
برآمد بانگ کوس و نالهٔ نایروان شد همچو جیحون لشکر از جای
هوش مصنوعی: صدای طبل و ناله ساز بلند شد و لشکر مانند جیحون از مکانی که بودند حرکت کرد.
روارو در سپاه افتاد چونانکه از باد صبا در ابر نیسان
هوش مصنوعی: در میان جمعیت، به مانند وزش نسیم بهاری در ابرهای بارانی، به حرکت درآمد.
چو راه حشر گشت آن ره ز غلغلز کوه دیلمان تا شهر آمل
هوش مصنوعی: وقتی که روز قیامت به پا شود، آن مسیر به قدری شگفتانگیز و پر سر و صدا خواهد بود که صدای آن از کوههای دیلمان تا شهر آمل شنیده میشود.
جهان افروز رامین با دل افروزهمی آمد همه ره شاد و فیروز
هوش مصنوعی: رامین که نور امید را به دوش میکشد، با دل شادیآفرین خود در حال آمدن است و همهجا را شاد و خوشبخت میکند.
به شادی روز رام و روز شنبدفرود آمد به لشکرگاه موبد
هوش مصنوعی: در روز شادی، رام (خداوند) و روز شنبد، به لشکرگاه موبد (دولت) نازل شدند.
بزرگان پیش او رفتند یکسربه دیهیمش برافشاندند گوهر
هوش مصنوعی: مردم بزرگ و محترم به نزد او آمدند و یکدست تاجی را بر سرش گذاشتند که به آن جواهرات زینت میداد.
مرو را پاک شاهنشاه خواندندز فر و داد او خیره بماندند
هوش مصنوعی: مرو را به عنوان پایتخت و مرکز حکومت شاهنشاه نامیدند و مردم همچنان به قدرت و عدل او حیرتزده ماندند.
چو ابری بود دستش نوبهاریهمی بارید در شاهواری
هوش مصنوعی: دست او مانند ابر بود و در فصل بهار، همواره رحمت و برکت میبارید.
یکی هفته به آمل بود خرمدمادم زد همی رطل دمادم
هوش مصنوعی: در یک هفته در آمل، روزها به آرامی و خوشحالی گذشت و لحظات شاد و دلانگیز بهطور مداوم ادامه داشت.
پس آنگه داد طبرستان به رهامجوانمرد نکوبخت نکونام
هوش مصنوعی: پس از آن، طبرستان را به جوانمرد نیکنام و خوشبخت رهام سپردند.
به ایران در نژاد او کیانیبزرگی در نژادش باستانی
هوش مصنوعی: در نژاد او، که از خاندان کیانیان است، عظمت و بزرگی نهفته است که ریشه در تاریخ باستانی دارد.
همیدون داد شهر ری به بهروزکه بودش دوستدار و نیک آموز
هوش مصنوعی: همانطور که میدانی، در شهر ری به بهروز خبر دادند که او دوستدار و دارای دانایی خوب است.
بدان گاهی که او با ویس بگریختبه دام شاه موبد درنیاویخت
هوش مصنوعی: بدان روزی که او با ویس فرار کرد، به دام شاه موبد گرفتار شد.
به ری بهروز کردش میزبانیبه خانه داشتش چندی نهانی
هوش مصنوعی: به روزبه، میزبانی از مهمانانی داشت که مدت کوتاهی در خانهاش پنهان بودند.
به نیکی لاجرم نیکی جزا بودکجا او خود به هر نیکی سزا بود
هوش مصنوعی: نیکی همیشه پاداش نیکی را به همراه دارد، زیرا نیکویی خود سزاوار پاداش است.
بکن نیکی و در دریاش اندازکه روزی گشته لؤلؤ یابیش باز
هوش مصنوعی: کار خوب انجام بده و اثرش را در دریا بینداز، زیرا روزی مرواریدهایی از آن به دست میآید.
وز آن پس داد گرگان را به آذینکه با او یار یکدل بود و دیرین
هوش مصنوعی: پس از آن، گرگان را به زینت و زیبایی آراستند، زیرا آن فردی که با او همدل و دوست قدیمی بود، در کنار او قرار داشت.
به درگاهش سپهبد بود ویروچو سرهنگ سرایش بود شیرو
هوش مصنوعی: در حضور او، فرماندهای مانند ویرو است، همانطور که سرهنگی در دژ خود شجاع و دلیر است.
دو پیل مست و دو شیر دلاوربه گوهر ویس بانو را برادر
هوش مصنوعی: دو فیل سرحال و دو شیر شجاع، خواهر ویس بانو را به عنوان برادر در کنار خود دارند.
چو هر شهری به شاهی دادگر دادنگهبانی به هر مرزی فرستاد
هوش مصنوعی: هر شهری که به پادشاه عادل خود نزدیک شد، نگهبانی را به هر مرز و سرزمین خود فرستاد تا آنجا را حفظ کند.
به راه افتاد با لشکر سوی مروکجا دیدار او بد داروی مرو
هوش مصنوعی: او با سپاه خود به سمت مرو حرکت کرد، جایی که قرار بود او داروی مرو را ملاقات کند.
خراسان سر به سر آذین ببستندپری رویان بر آذینها نشستند
هوش مصنوعی: خراسان به طور کامل به زینتهایی آراسته شد و دختران زیبا بر این زینتها نشستهاند.
همه راهی ورا چون بوستان شدهمه دستی برو گوهر فشان شد
هوش مصنوعی: همه به سمت او رفتهاند و مانند یک باغ گل و زیبایی به وجود آوردهاند، هر کسی به نحوی دست در کار شده و چیزهای باارزشی را به او تقدیم میکند.
زبانها بود بر وی آفرین خوانچو دلها در وفای وی گروگان
هوش مصنوعی: زبانها در ستایش او بودند، همانطور که دلها در وفاداریاش اسیر شدهاند.
چو در مرو گزین شد شاه رامینبهشتی دید در وی بسته آذین
هوش مصنوعی: وقتی شاه رامین وارد مرو شد، بهشتی را مشاهده کرد که در آنجا آراسته و زیبا است.
به خوبی همچو نوروز درختانز خوشی همچو روز نیک بختان
هوش مصنوعی: همچون نوروز که بهار را به ارمغان میآورد و شادابی درختان را نشان میدهد، خوشی و شادی نیز مانند روزهای خوشبختی در زندگی درخشان و شاداب است.
هزار آوا به دستان رود سازانشکوفه جامهای دلنوازان
هوش مصنوعی: هزاران صدا به دستان نوازندگان میرسد و مانند شکوفههایی در جامهای دلنوازان میدرخشند.
فرازش ابر دود مشک و عنبرو زو بارنده سیم و زر و گوهر
هوش مصنوعی: ابرهای معطر و زیبا که از دود مشک و عنبر پر شدهاند، بارانهای گرانبها و درخشانی مانند نقره، طلا و جواهر را میبارند.
سه مه آذینها بسته بماندندوزیشان روز و شب گوهر فشاندند
هوش مصنوعی: سه ماه به زیبایی زینت شده بودند و از آنها در روز و شب، مانند جواهراتی میدرخشیدند.
بدین رامش نه خود مرو گزین بودکجا یکسر خراسان همچنین بود
هوش مصنوعی: در اینجا گفته میشود که در این خوشی و شادی، خود را رها نکنید و بیدلیل انتخاب نکنید، چراکه تمام خراسان نیز به همین شکل است.
ز موبد سالیان سختی کشیدندپس از مرگش به آسانی رسیدند
هوش مصنوعی: مردم مدتها با زحمت و سختی زندگی کردند و پس از مرگ او، به آسانی و آرامش دست یافتند.
چو از بیداد او آزاد گشتندبه داد شاه رامین شاد گشتند
هوش مصنوعی: وقتی که مردم از ظلم و ستم او رهایی یافتند، با عدل و قضاوت شاه رامین خوشحال شدند.
تو گفتی یکسر از دوزخ برستندبه زیر سایهٔ طوبی نشستند
هوش مصنوعی: تو گفتی که همه از جهنم رهایی یافته و زیر سایه درخت طوبی نشستهاند.
بدان را بد بود روزی سرانجامبماند نامشان جاوید بد نام
هوش مصنوعی: بدان که در آینده، سرانجام روزی برای آنان که بدی کردهاند، نامی جاودانه به یادگار نخواهد ماند و نامشان به زشتی ثبت خواهد شد.
مکن بد در جهان و بد میندیشکجا گر بد کنی بد آیدت پیش
هوش مصنوعی: در زندگی بدی نکن و به چیزهای بد فکر نکن، زیرا اگر بدی کنی، بدی به سراغت خواهد آمد.
چه نیکو گفت خسرو کِهبدان راز دوزخ آفرید ایزد بدان را
هوش مصنوعی: خسرو به خوبی گفت که خداوند دوزخ را برای کافران و طغیانگران خلق کرده است.
از آن گوهر کهشان آورد ز آغازبه پایان هم بدان گوهر برد باز
هوش مصنوعی: از آن جواهری که از ابتدا تا انتها بوده، دوباره همان جواهر را برمیگرداند.
چو رامین دادجوی و دادگر شدجهان از خفتگان آسودهتر شد
هوش مصنوعی: وقتی رامین، که دادخواه و دادگر است، به عهدهداری امور برمیخیزد، دنیا برای کسانی که در خواب و غفلت بودند، آرامش و آسودگی بیشتری پیدا میکند.
سپهداران او هر جا که رفتندبه فر او همه گیتی گرفتند
هوش مصنوعی: فرماندهان او در هر مکانی که حضور یافتند، با شکوه و عظمت خود تمامی جهان را تسخیر کردند.
چو رنج دشمنانش بود بی برجهان او را شد از چین تا به بربر
هوش مصنوعی: وقتی که دشواریهای دشمنانش بر او تحمیل شد، از چین تا بربر (مناطق دوردست) بر او غمی بزرگ وارد آمد.
به هر شهری شد از وی شهریاریبه هر مرزی شد از وی مرزداری
هوش مصنوعی: در هر شهری که او رفت، مردم آنجا به رهبری او دست یافتند و در هر ناحیهای که حضور پیدا کرد، امنیت و حفظ مرزها به او سپرده شد.
همه ویرانها آباد کردندهزاران شهر و ده بنیاد کردند
هوش مصنوعی: همه مکانهای خراب را دوباره ساختند و هزاران شهر و روستا را پایهگذاری کردند.
بداندیشان همه بر دار بودندو یا در چاه و زندان خوار بودند
هوش مصنوعی: بداندیشان یا در بالای دار قرار داشتند و یا در چاه و زندان به شدت ذلیل و خوار بودند.
به هر راهی رباطی کرد و خانینشانده بر کنارش راهبانی
هوش مصنوعی: او در هر ظرفیتی و به هر روشی یک راه را انتخاب کرده و در کنار آن افرادی را قرار داده که راهنمایی کنند و به او یاری رسانند.
جهان آسوده گشت از دزد و طرارز کرد و لور و از ره گیر و عیار
هوش مصنوعی: جهان از وجود دزدان و حقهبازان رها شد و آرامش پیدا کرد.
ز بس کاو داد سیم و زر سبیلینماند اندر جهان نام بخیلی
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که به خاطر دلدادن و تلاش برای جمعآوری نقره و طلا، هیچ نشانهای از بخیل بودن در جهان باقی نمانده است. به عبارت دیگر، کسی که به جمعآوری مال و ثروت میپردازد، از خود هیچ نشانهای از بخیل بودن نشان نمیدهد.
ز بس کاو داد زر و سیم و گوهرهمه گشتند درویشان توانگر
هوش مصنوعی: به خاطر بخششهای بیدریغ او، همه ی آنها که روزی فقیر بودند، اکنون ثروتمند و توانگر شدند.
ز دلها گشت بیدادی فراموشتوانگر شد هر آن کاو بود بی توش
هوش مصنوعی: از دلها درد و رنج فراموش شد و هر کسی که بینوا بود، حالا توانگر و برخوردار گشت.
نه جستی گرگ بر میشی فزونینه کردی میش گرگی را زبونی
هوش مصنوعی: نه تو به گرگ بودن خود افتخار کردی و نه میش از ترس گران بودنش تغییر رفتار داد.
به هر هفته سپه را بار دادیبه نیکی پندشان بسیار دادی
هوش مصنوعی: هر هفته سپاهیان را به خوبی آموختی و نصیحتهای زیادی به آنان کردی.
به داورگه نشاندی داوران رابکندی بیخ و بن بد گوهران را
هوش مصنوعی: تو در محضر قضاوت قرار دادی قضاوتکنندگان را و پایههای بدی را از ریشه برکندی.
به داورگاه او بر شاه و چاکریکی بودی و درویش و توانگر
هوش مصنوعی: در پیشگاه او، هیچ تفاوتی بین شاه و خدمتکار، و همچنین بین فقیر و ثروتمند وجود ندارد؛ همه در برابر او یکسان هستند.
چه پیش او شدی شاهی جهانگیربه گاه داد جستن چه زنی پیر
هوش مصنوعی: در برابر او، شاهی عظیم که به هنگام طلب حق و عدالت چه باید گفت؟ حتی اگر انسان پیر و ناتوان شود، باید به حق بایستد.
ور آمد پیش او مرد خداییستوده بود همچون پادشایی
هوش مصنوعی: مردی محبوب و مورد ستایش، به حضور او آمد که مانند یک پادشاه به نظر میرسید.
به نزدش مرد پر فرهنگ و داناگرامی بود همچون چشم بینا
هوش مصنوعی: در نزد او، مردی با فرهنگ و دانش ارزشمند بود که به اندازۀ چشم بینا قابل احترام و گرامی محسوب میشد.
در ایران هر کسی دانش بیاموختبدان تا راز خود نزدش برافروخت
هوش مصنوعی: در ایران، هر کسی که به یادگیری علم میپردازد، باید به این نکته توجه کند که تا زمان دستیابی به رازهای خودش، باید از دانش خود بهرهبرداری کند.
صد و ده سال رامین در جهان بوداز آن هشتاد و سه شاه زمان بود
هوش مصنوعی: رامین در طول زندگیاش صد و ده سال در دنیا بوده و از این مدت، هشتاد و سه سال را به عنوان پادشاه گذرانده است.
میان ملک و جاه و حشمت و مالبماند آن نامور هشتاد و سه سال
هوش مصنوعی: در میان قدرت، مقام، ثروت و شکوه، تنها نام اوست که بعد از هشتاد و سه سال هنوز پایدار مانده است.
زمین از داد او آباد گشتهزمان از فر او دلشاد گشته
هوش مصنوعی: زمین به خاطر عدالت او شکوفا شده و زمان به واسطهی لطف او شاداب و خوشحال گشته است.
به فرش گشته سه چیز از جهان کمیکی رنج و دوم درد وسوم غم
هوش مصنوعی: از دنیا سه چیز از بین رفته: یکی رنج، دیگری درد و سومی غم.
گهی جان را خورش دادی ز دانشگهی تن را جوان کردی به رامش
هوش مصنوعی: گاه به واسطه دانش، جان انسان را زندگانی میبخشی و گاه با لذتهای زندگی، جسم او را جوان و سرزنده میکنی.
گهی کردی تماشا در خراسانگهی نخچیر کردی در کهستان
هوش مصنوعی: گاهی به تماشای زیباییهای خراسان پرداختی و گاهی هم به شکار در کوهستانها رفتی.
گهی بودی به طبرستان آبادگهی رفتی به خوزستان و بغداد
هوش مصنوعی: گاهی در طبرستان، دیاری سرسبز و آباد زندگی میکردی، و گاهی به خوزستان و بغداد سفر میکردی.
هزاران چشمه و کاریز بگشادبریشان شهر و ده بسیار بنهاد
هوش مصنوعی: هزاران چشمه و کانال آب برای آنها فراهم کرد و شهرها و روستاهای زیادی ساخت.
یکی زان شهرها اهواز ماندهستکش او آنگاه شهر رام خواندهست
هوش مصنوعی: یکی از شهرها که هنوز باقی مانده، اهواز است که آن را بعداً به نام رام نامیدهاند.
کنونش گرچه هم اهواز خوانندبه دفتر رام شهرش نام دانند
هوش مصنوعی: اکنون هرچند که به اهواز مشهور شده، در کتب و اسناد، نام شهرش را رام میدانند.
شهی خوش زندگی بودهست خوش نامکه خود در لطف ایشان خوش بود رام
هوش مصنوعی: شاهی با زندگی زیبا و نام نیک وجود داشته است که خودش نیز در محبت و لطف آنها آرام و راضی بوده است.
نه چون او بد به شاهی سرفرازینه چون او بد به رامش رود سازی
هوش مصنوعی: نه کسی مانند او در مقام سلطنت سربلند است و نه کسی همانند او در هنر موسیقی و سرودسازی.
نگر تا چنگ چون نیکو نهادهستنکوتر زان نهادی که گشادهست
هوش مصنوعی: نگاه کن که چگونه چنگ (ساز موسیقی) به خوبی قرار داده شده است؛ بهتر از آنچه که خود را گشوده نشان میدهد.
نشانست این که چنگ بافرین کردکه او را نام چنگ رامتین کرد
هوش مصنوعی: این نشانگر این است که چنگی ساخته شده است و به همین دلیل نام چنگ به آن داده شده است.
چو بر رامین مقرر گشت شاهیز دادش گشت پُر مَهتابه ماهی
هوش مصنوعی: وقتی که رامین به مقام شاهی رسید، به خاطر عدالتش، دل مردم مانند ماهی در ظرف پر از نور ماه روشن و شاداب شد.
جهان در دست ویس سیمتن کردمرو را پادشاه خویشتن کرد
هوش مصنوعی: جهان به دست ویس سیمتن قرار گرفت و او مرو را به عنوان پادشاه خود برگزید.
دو فرزند آمدش زان ماه پیکرچو مامک خوب و چون بابک دلاور
هوش مصنوعی: دو فرزند برای او به دنیا آمدند؛ یکی مانند مامک زیبا و دیگری همچون بابک دلیر و شجاع.
دو خسرو نامشان خورشید و جمشیدجهان در فر هر دو بسته اومید
هوش مصنوعی: دو پادشاه به نامهای خورشید و جمشید وجود دارند که جهان در کمر هر دو آنها امید بسته است.
زمین خاوران دادش به خورشیدزمین باختر دادش به جمشید
هوش مصنوعی: زمین شرقی خود را به خورشید و زمین غربی خود را به جمشید سپرد.
یکی را سغد و خوارزم و چغان دادیکی را شام و مصر و قیروان داد
هوش مصنوعی: به یکی سرزمینهای آبادی همچون سغد، خوارزم و چغان عطا کردند و به دیگری مناطق دیگری مانند شام، مصر و قیروان بخشیدند.
جهان در دست ویس دلستان بودو ڵیکن خاصش آذربایگان بود
هوش مصنوعی: جهان به دست ویس دلربا بود، اما آذربایجان خاص او بود.
همیدون کشور ارّان و ارمنسراسر بد به دست آن سمن تن
هوش مصنوعی: کشور آذربایجان و ارمنستان به طور کامل تحت فرمان آن شخص با هیکل زیبا قرار دارند.
به شاهی سالیان با هم بماندندبه نیکی کام دل یکسر براندند
هوش مصنوعی: سالها با یکدیگر در حکمرانی زندگی کردند و به خوبی خواستههای دل خود را برآورده ساختند.
مهار عمر خود چندان کشیدندکه فرزندان فرزندان بدیدند
هوش مصنوعی: آنها به اندازهای در زندگی خود احتیاط و تدبیر کردند که توانستند نسلهای بعدی را نیز ببینند.