غزل شمارهٔ ۱۳
هوش مصنوعی: این شعر به زیبایی و دلربایی محبوبی اشاره دارد که جذابیتش دلها را میرباید. شاعر بر این باور است که زیبایی محبوب از خود او نیست، بلکه از قدرتی دیگر سرچشمه میگیرد. وجود محبوب را به آیات قرآن تشبیه میکند و هر جزئی از او را نشانهای از جمال و بزرگی خداوند میداند. زیباییهای محبوب نه تنها دلیلی برای تحسین اوست، بلکه در هر جلوهای از او، ستایشی از خداوند به چشم میخورد. در نهایت، شاعر به نوعی دلباختگی اشاره میکند که محبوب از آن بیخبر است.
یارا یارا ترا چه یارا تا دل بربایی اذکیا را
هوش مصنوعی: ای دوست، چه بر سر تو آمده که دلهای خوبان را میدزدی؟
این دلبری از تو نیست بالله این فتنه ز دیگریست یارا
هوش مصنوعی: این زیبایی و دلربایی که از تو میبینم، واقعی نیست. این جذبه و فریبی که در وجود تو حس میکنم، از کسی دیگر ناشی میشود.
آنکسکه نگاشته است نقشت بر صفحهٔ نیکویی نگارا
هوش مصنوعی: آن کسی که چهرهٔ تو را روی صفحهٔ زیبایی نقش زده، واقعاً هنرمند و بااستعداد است.
در پردهٔ حسن توست پنهان دل میبرد از بر آشکارا
هوش مصنوعی: خوشن تایی تو باعث میشود که دلها از میان پردهها به تو جذب شوند و آشکارا جذب تو شوند.
از خال و خطت کتاب مسطور داده است بهدست دیده ما را
هوش مصنوعی: چشم ما با دیدن چهره تو مانند کتابی از زیباییهای تو پر است و نوشتههای آن را به یادگار دارد.
تا درنگریم و باز خوانیم در روی تو سورهٔ ثنا را
هوش مصنوعی: تا زمانی که به چهرهات نگاه کنم و بار دیگر سورهٔ ستایش را بخوانم.
هر جزو تو آیتی ز قرآن هر شیوه ستایشی خدا را
هوش مصنوعی: هر بخشی از وجود تو نشانی از قرآن است و هر نوع ستایشی از تو به خدا ارتباط دارد.
هر جلوهٔ تو کند ثنایی در پرده جناب کبریا را
هوش مصنوعی: هر بار که تو خود را نشان میدهی، ستایش و تمجید از خداوند بزرگ در این دنیا به وقوع میپیوندد.
آیینهٔ حسن تو نماید بی صورت و بی جهت خدا را
هوش مصنوعی: زیبایی تو به قدری روشن است که بدون نیاز به هیچ تصویر و توضیحی، وجود خداوند را نشان میدهد.
از فیض کسی دگر برد دل تو بیخبری ز دل نگارا
هوش مصنوعی: از لطف و محبت دیگران، دل تو شاد و پر از احساس است، اما تو از احساسات و دلمشغولیهای خودت بیخبری.