غزل شمارهٔ ۵۰
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از دل پژمردهاش به خاطر آلودگیها و افسردگیها صحبت میکند و احساس ناتوانی و ناامیدی میکند. در تلاش برای پاکی و تقوا، هنوز نتوانسته از آلودگیها فاصله بگیرد. او از آشنایان و روابطش هم نتیجهای ندیده و به وقت بیگانگیها خوشحال است. شاعر به بیچارگی و آوارگی اشاره میکند و از عقل و تدبیر فاصله میگیرد تا به عشق و شوری که به آن نیاز دارد، برسد. او از زندگی بیمعنا و شرمندگی در بندگی سخن میگوید و آرزو دارد به عشق واقعی و شور زندگی برسد. در نهایت، نوستالژی دوران کودکی و خوشیهای آن را با ناتوانیهای حال حاضر مقایسه میکند.
پژمرده شد دل ز آلودگیهاکاری نکردم ز افسردگیها
هوش مصنوعی: دل من به خاطر آلودگیها پژمرده شده و هیچ تلاشی نکردهام تا از افسردگیها رهایی یابم.
دل برد از من گه این و گه آنعمرم هبا شد از سادگیها
هوش مصنوعی: دل من گاهی به این شخص و گاهی به آن شخص میافتد و به همین دلیل عمرم بیهوده و بیثمر سپری میشود، زیرا در سادگیام گرفتار شدهام.
هرچند شستم دامان تقویزایل نگردید آلودگیها
هوش مصنوعی: هرچند که من تلاش کردم تا خود را از آلودگیها پاک کنم و به تقوا نزدیک شوم، اما باز هم از این آلودگیها دور نماندم.
از پا فتادم و از غم نرستمنگرفت دستم افتادگیها
هوش مصنوعی: به خاطر غم و اندوه، نتوانستم از پا بیفتم و دستم به هیچ چیزی نگرفت که مرا به جلو ببرد.
زین آشنایان خیری ندیدمخوش باد وقت بیگانگیها
هوش مصنوعی: از این آشنایان هیچ خوبی نمیبینم، امیدوارم وقتی که از هم دور هستیم، زمان خوبی باشد.
سامان نخواهم ایوان نخواهمبیچارگیها آوارگیها
هوش مصنوعی: من به نظم و ترتیب دست نمییابم، نیازی به خانه و کاشانه ندارم، فقط از مشکلات و بیسر و سامانی رنج میبرم.
ای فیض بگسل از عقل و تدبیربر عشق تن جان آشفتگیها
هوش مصنوعی: ای فیض، از عقل و تدبیر دلت را رها کن و به عشق و احساسات سر و سامان بده که اینها جان را نرم و آرام میکنند، حتی اگر در پی آشفتگیها بروی.
ای جمله تقصیر در بندگیهارو آب شو از شرمندگیها
هوش مصنوعی: ای کسانی که در انجام بندگی خطا کردهاید، از شرمندگیها بر خود بگذرید و به آب روید.
شد حق منادی قل یا عبادیتو جان ندادی کو بندگیها
هوش مصنوعی: ای بندگان من، آیا جان خود را برای خدمت و بندگی به من تقدیم نکردید؟
در راه یوسف کفها بریدندای در رهش گم زان پردگیها
هوش مصنوعی: در مسیر یوسف، عدهای به خاطر عشق و شیدایی، دستهای خود را بریدند. ای کسی که در جستجوی او گم شدهای، از آن شیرینیهای یوسف غافل مشو.
آمد قیامت کو استقامتزین بندگیها شرمندگیها
هوش مصنوعی: روز قیامت فرامیرسد و در آن روز، انسانها در برابر استقامت خود و خدماتی که به بندگی خدا عرضه کردهاند، شرمنده خواهند بود.
صوری دمیدند موتی شنیدندمرگست خوشتر زین زندگیها
هوش مصنوعی: آنها گفتند که برای ما مرگ خوشتر از زندگیهای اینچنینی است، مانند اینکه مرواریدی در دل دریا دمیده شده است.
کو عشق و زورش کو شر و شورشطرفی نبستم ز آسودگیها
هوش مصنوعی: کجای عشق و قدرت اوست؟ کجای شور و هیجان اوست؟ من از آسایش و آرامش، چیزی به دست نیاوردم.
از خود به در شو شوریدهسر شوصحرای پهنیست شوریدگیها
هوش مصنوعی: برای رهایی از قید و بندهای خود، باید از خودت خارج شوی و در بیابان وسیع شوریدگیها قدم بگذاری.
ای آنکه داری در سر غم عشقارزانیت باد آشفتگیها
هوش مصنوعی: ای کسی که در دل خود غم عشق را حمل میکنی، امیدوارم که آشفتگیهایت کم و ارزان شوند.
یا رب کجا شد عیش جوانیخوش عالمی بود آن کودگیها
هوش مصنوعی: ای پروردگار، کجا رفتند روزهای شاد جوانی؟ چه عالم زیبایی بود آن دوران کودکی!
ای فیض برخیز خاکی به سر ریزدر ماتم آن آسودگیها
هوش مصنوعی: ای نعمت، برخیز و خاکی به سر بریز، در سوگ آن آسودگیها و راحتیها.