غزل شمارهٔ ۵۹
هوش مصنوعی: این متن شعری است که به حس دلباختگی و عشق میپردازد. شاعر از حال و روز خود میگوید که به دلیل زیبایی معشوق، همواره مست و خراب است. او از لحظات شیرین وصال و نگاههای شاعرانه صحبت میکند و به تأثیر عشق بر دل و جانش اشاره میکند. همچنین به تصویر قیامتی که در خواب دیده، و غم و حسرتی که در دل دارد، پرداخته و در نهایت به درخواستی برای گشایش درهایی که به عشق منتهی میشوند، اشاره میکند.
زان دو چشمم مدام مست و خراب میکشم لحظه لحظه جام شراب
هوش مصنوعی: از آن دو چشمت همیشه مست و سرمست هستم و هر لحظه نوشیدنی را مینوشم.
میشوی از فورغ حسن آتش میشوم از نگاه حسرت آب
هوش مصنوعی: با دیدن زیبایی تو، دلم آتش میگیرد و از حسرت به تو، اشکهایم مانند آب جاری میشود.
غمزهٔ شوخ چشم فتّانت میبرباید دل از اولوا الالباب
هوش مصنوعی: چشمهای زیبا و بازیگوش تو، دلهای فرزانه و خردمند را به راحتی تسخیر میکند.
هوشمندان زنرگس مستت بیخود افتاده اند مست و خراب
هوش مصنوعی: آنهایی که باهوش هستند، به خاطر زیبایی و جذابیت تو دچار سرمستی و گمگشتگی شدهاند و به حالت بیخود و خراب درآمدهاند.
قامتی خواهد آمدم در بر دوش دیدم قیامتی در خواب
هوش مصنوعی: من در خواب دیدم که در روزی بزرگ و رهاییبخش، قامتی زیبا و دلربا در آغوشم است.
خون دل تا بکی بدیده برمچون کنم در جگر ندارم آب
هوش مصنوعی: چقدر زمان باید بگذرد که من این همه غم و اندوه را تحمل کنم؟ چگونه میتوانم با دلی زخمی و بیاحساس زندگی کنم؟
در وصلت چو بستهٔ بر فیض افتح یا مفتح الابواب
هوش مصنوعی: در پیوندی که با نعمت و رحمت الهی برقرار شده، درها را برای ورود به این فیض بزرگ بگشا.