غزل شمارهٔ ۹۸
هوش مصنوعی: شاعر در این ابیات به توصیف زیبایی و جذابیت معشوق میپردازد. او از عشق و اشتیاقش برای نزدیک شدن به معشوق و لذت بردن از لحظات با او سخن میگوید. از کشیدن برقع تا بوسه گرفتن و لذت از لبانش، همگی نشانههای عمیق محبت و جذابیت معشوق هستند. شاعر همچنین به زیبایی ظاهری معشوق و تاثیر آن بر دل و جانش اشاره میکند و به این نتیجه میرسد که هیچ چیزی به اندازهی زیبایی و محبت معشوق دلنشین نیست.
سوی تو بی تاب دویدن خوش است برقع از آن روی کشیدن خوش است
هوش مصنوعی: دویدن به سمت تو برایم بسیار دلپذیر است و از آن مهمتر، کشیدن برقع از روی چهرهات، لذتبخشتر است.
می ز دهان تو کشیدن نکوست جان ز لبان تو مکیدن خوش است
هوش مصنوعی: نوشیدن شراب از دهان تو خوب است و جان گرفتن از لبان تو لذتبخش است.
در هوس بوسه لعل لبت جان به لب کام رسیدن خوش است
هوش مصنوعی: در آرزوی بوسهای از لبهای سرخ تو، جانم به لب رسیده و این حس بسیار دلپذیر است.
گوشهٔ ابروی تو آن ماه نو بر رخ خورشید تو دیدن خوش است
هوش مصنوعی: قسمت ظریف و زیبای ابروی تو مثل هلال ماه تازه بر روی چهرهٔ درخشان خورشید تو، بسیار دلنشین و زیباست.
نیست به از باغ رخت روضه ایسیب زنخدان تو چیدن خوش است
هوش مصنوعی: هیچ چیزی به زیبایی باغی که در آن هستی وجود ندارد، و چیدن سیب از صورت مهربان تو لذتبخشتر است.
فیض ز میخانه لعل لبش ساغر سرشار کشیدن خوش است
هوش مصنوعی: نوشیدن از شراب میخانه که به رنگ سرخ لبان معشوق میدرخشد، لذتی بینظیر و شادیبخش است.
قصه شیرین لبش دم به دم از نی کلک تو شنیدن خوش است
هوش مصنوعی: هر لحظه شنیدن داستانهای دلانگیز از لبهای او، برایم بسیار خوشایند است.