غزل شمارهٔ ۱۰۶
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به دنبال شراب و رهایی از غم و درد است. او از ساقی میخواهد که شراب را بیاورد تا از حالت خمار و ناتوانی خارج شود. صبر و شکیبایی او به پایان رسیده و او در اضطراب و نگرانی به سر میبرد. او به جوانی و وصل معشوق اشاره میکند و از دوری و هجران گلهمند است. شاعر همچنین از دلتنگیاش در دنیا و جستجوی شادی و روشنی سخن میگوید. او از مطرب میخواهد تا موسیقی بنوازد و دلش را با غزلها تسکین دهد و در نهایت به دنبال کتابی است که دلش را بگشاید.
خمار گشت مرا ساقیا شراب کجاست نکرد چارهٔ این درد دُرد ناب کجاست
هوش مصنوعی: ساقی، من مست شدهام؛ میخواهم بدانم شراب کجاست. این درد عمیق را نمیتوان با چیزی غیر از شراب ناب درمان کرد، پس آن کجاست؟
شکیب و صبر مفرما نماند صبر و شکیب مزن زتاب و توان دم توان و تاب کجاست
هوش مصنوعی: صبر و شکیبایی خود را از دست نده، چون اگر نتوانی تحمل کنی، دیگر هیچ تابی نخواهی داشت. توان و قدرتی برای ادامه راه نمیمونی، پس باید تقویت خودت رو حفظ کنی.
چو نام او شنوم دل در اضطراب آید دلست مضطرب آن جان اضطراب کجاست
هوش مصنوعی: هر بار که نام او را میشنوم، دلم به شدت بیقرار میشود. این دل بیقرار، نشان میدهد که آن جان آشفته کجاست؟
شباب عمر بود وصل یار و هجران شیب زشیب هجر بجان آمدم شباب کجاست
هوش مصنوعی: عمر جوانی به مانند پیوند با محبوب و جدایی است، و از شیب جدایی به زحمت به جان رسیدم. حالا جوانی کجاست؟
دلم گرفت درین خاکدان تیره و تنک کجاست روزنه این باب حجره را و کجاست
هوش مصنوعی: دل من در این دنیای تار و تنگ غمگین شد. کجاست راهی که مرا به روشنی و امید برساند و کجاست جایی که بتوانم از این حالت رها شوم؟
گرفت لشکر غم ملک دل بیا مطرب نی و کمانچه چه شد عود کور باب کجاست
هوش مصنوعی: دل من پر از غم و اندوه شده است، بیایید ای سازنده، با نی و کمانچه به ما روحیه دلخواهی ببخشید. عود نابینا کجا رفته است که این حال و روز را بهبود بخشد؟
بیار فیض بخوان از کتاب خود غزلی مگر دلم بگشاید بیا کتاب کجاست
هوش مصنوعی: بیا و از شعرهای زیبای خود برایم بخوان تا شاید دل من شاد شود. بگو کتابت کجاست؟