غزل شمارهٔ ۱۱۱
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف جلوههای مختلف نور حق و حضور او در هستی میپردازد. هر ذره از حق عین وحدت او را نشان میدهد و اهل دل در هر کجا جلوهای تازه از او را مشاهده میکنند. دیده حقبین جز حق را نمیبیند و به همین دلیل برای او در هر مکان سجدهای دیگر است. عاقلان به دنبال حق در بیرون از خود هستند، در حالی که عاشقان از درون به او دسترسی دارند. جلوه حق در هر موجودی دیده میشود، اما برای خوبان تجلی متفاوتی دارد. آنچه مطلوب است برای هر کس یکسان نیست و هر فرد نگاهی خاص به آن دارد. عشق عاشقان در درونشان باعث نالهای دلانگیز است و صبر بر هجر، گناهی بر جان لطیف آنهاست. تنها سایه حق است که پناهی استوار در این دنیا به شمار میآید و جاهلها گمان میکنند که پناه دیگری دارند. دنیا و افتخار آن برای ثروتمندان قابل تصور است، اما در روز محشر مفهوم دیگری خواهد داشت. هر انسان، به فراخور آگاهیاش، در حقیقت سپاه خاص خود را دارد، در حالی که فیض واحد است و تنها نظرات انسانی است که آن را تحت زوایای مختلف میبیند.
ذره ذره نور حق را جلوه گاهی دیگر است یک بیک بر وحدت ذاتش گواهی دیگر است
هوش مصنوعی: هر کدام از ذرات نور حق نشان دهندهای از جلوهای متفاوت است و به تنهایی بر وحدت و یگانگی ذات الهی گواهی میدهند.
اهل دل ببنند در هر ذره از حق جلوه هر دم ایشانرا برخسارش نگاهی دیگر است
هوش مصنوعی: مردمان صاحب دل در هر ذره از دنیا جلوهای از حقیقت را میبینند و هر لحظه که به آن نظر میکنند، نگاهی جدید و متفاوت به آن دارند.
دیده حق بین نه بیند غیر حق در هر چه هست لاجرم او را بهر جا سجده گاهی دیگر است
هوش مصنوعی: چشم حقیقتجو تنها آنچه را که حقیقت است میبیند و غیر از آن را نمیبیند. بنابراین، در هر جا که برود، به نوعی سجده و احترام به حقیقت دارد.
عاقلان جویند حق را در برون خویشتن عاشقانرا از درون با دوست راهی دیگر است
هوش مصنوعی: خردمندان حقیقت را در خارج از خود و در دنیای بیرون جستجو میکنند، اما عاشقان به وسیله قلب و درون خود، راهی متفاوت برای ارتباط با محبوبشان دارند.
مینماید جلوه او در هر چه دارد هستیئی لیک او را پیش خوبان جلوه گاهی دیگر است
هوش مصنوعی: جلوه و زیبایی او در هر چیز که وجود دارد نمایان است، اما در برابر خوبان، طرز دیگری از زیبایی خود را نشان میدهد.
آنچه مطلوبست یکچیزست نزد هر که هستلیک هر کس را بهرچیزی نگاهی دیگر است
هوش مصنوعی: آنچه هر کسی به عنوان خواسته و مطلوب در نظر دارد، در واقع یک چیز بیشتر نیست، اما هر شخص به چیزی متفاوت نگاه میکند و خواستههای متفاوتی دارد.
عاشقانرا در درون جان زشوقش نالهاست هر نفس کایشان زنند آن دود آهی دیگر است
هوش مصنوعی: عاشقان در درون خود به خاطر عشقشان ناله و زاری میکنند. هر گاه که آنها نفسی میکشند، دودی ناشی از آه و حسرت دیگری بلند میشود.
صبر برهجران آن آرام جان باشد گناه زنده بودن در فراق او گناهی دیگر است
هوش مصنوعی: تحمل دوری و فراق او برای آدمی که به آرامش دل نیاز دارد، سخت و دشوار است. زنده ماندن در حالی که او را از دست دادهایم، عذاب دیگری است که به نوعی گناه محسوب میشود.
نیست کس را غیرظل حق پناهی در جهان گرچه جاهل را گمان کورا پناهی دیگراست
هوش مصنوعی: در این دنیا کسی جز سایه حق پناهی ندارد. هرچند ناآگاهان فکر میکنند که به پناه دیگری تکیه کردهاند.
گر غنی را از متاع اینجهان عزاست و جاه بینوا را روز محشر عزوجاهی دیگراست
هوش مصنوعی: اگر ثروتمند در این دنیا به احترام و مقام دست یابد، در روز قیامت فقیر به شأن و جایگاه دیگری خواهد رسید.
پادشاه صورت ار دارد سپاه بیکراناز ملک درویش آگه را سپاهی دیگراست
هوش مصنوعی: اگر پادشاهی با ارتشی بسیار بزرگ و قدرتمند داشته باشد، باز هم باید بداند که یک درویش، که به دنیا و مادیات بیاعتناست، سپاهی دیگر دارد که غیر از قدرت جسمی و مادی است.
فیض را یکسو و یکرویست تا باشد نظر گرچه هر سویش بهر رو قبله گاهی دیگر است
هوش مصنوعی: فیض و نعمت الهی در یک جهت متمرکز است تا انسان بتواند با نگاهی واحد به آن توجه کند، هرچند که این نگاه ممکن است در زمانهای مختلف به سوهای مختلفی معطوف شود.