غزل شمارهٔ ۱۸۰
هوش مصنوعی: شاعر در این ابیات به عشق و درد هجران اشاره میکند. او میگوید که میخواهد به زهر مژگان محبوبش آلوده شود و اگر درمان نگیرد، خود را خواهد کشت. دلش هیچ نگرانیتی ندارد و به بیتوجهی محبوبش اشاره میکند. او در حال انتظار ناز و نگاه عشق است و حتی خوابش پر از حرفهای وصال محبوب است. در ادامه، شاعر به ملامتها و دردهای ناشی از هجران اشاره میکند و در نهایت میگوید که اگر این عشق شیرین نباشد، خود را تسلیم تلخی میکند و از درد هجران خواهد مرد.
به زهر آلوده مژگان خواهدم کشت طبیب من به درمان خواهدم کشت
هوش مصنوعی: مژگان آلوده به زهر مرا خواهد کشت و پزشک من نیز با درمانش مرا خواهد کشت.
ندارد هیچ پروایی دل من تغافلهای جانان خواهدم کشت
هوش مصنوعی: دل من هیچ نگرانی ندارد و بیخیالیهای معشوق مرا به مرگ میکشاند.
به نازی یا نگاهی سازدم کار به لطفی یا به احسان خواهدم کشت
هوش مصنوعی: با ناز و یک نگاه تو، کارم را به راه میاندازم و به کمک و نیکیات، زندگیام را خواهی ساخت.
به خوابم دوش حرف وصل میگفت مگر امروز هجران خواهدم کشت
هوش مصنوعی: دیشب در خواب، از پیوستگی و وصال صحبت میکردم، اما امروز به نظر میرسد که جدایی مرا به شدت آزار میدهد و از بین میبرد.
ملامت گو چه میخواهد ز جانم کرانی زین کرانان خواهدم کشت
هوش مصنوعی: از من عیبجویی نکنید، که نمیدانید چه میخواهید. من از این وضعیت خستهام و آرزو دارم که رها شوم.
مگر اینان به شیرینی کشندم وگرنه زهر آنان خواهدم کشت
هوش مصنوعی: اگر این افراد به شیرینی با من رفتار نکنند، قطعاً زهر آنها مرا خواهد کشت.
به رسوایی و شیدایی زن ای فیضوگرنه درد هجران خواهدم کشت
هوش مصنوعی: اگر نخواهی به من شیدایی و عشق را هدیه کنی، میترسم که درد جدایی مرا نابود کند.