غزل شمارهٔ ۱۸۷
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر عمق درد و غم عاشق نسبت به معشوق است. شاعر از ستم معشوق شکایت میکند و به زیبایی نشان میدهد که چگونه این ستم بر جان او تاثیر میگذارد. او میگوید که حتی در محشر، با تحمل غم معشوق، در جمع گمشدگان غم او خواهد بود. شاعر احساس میکند که اگر روزی به خاک تبدیل شود، باز هم در مسیر معشوق خواهد بود و از غم و ستم او گریزی ندارد. در نهایت، شاعر به عشق و کرامت معشوق اشاره میکند و میگوید که کلمات عشق به اندازه آنچنان قدرتی دارند که میتوانند لوح وجود را بسوزانند.
من کجا جان برم زدست غمت وه که با من چه میکند ستمت
هوش مصنوعی: من کجا باید برم از دست غمت، وای که ستم تو با من چه میکند.
بغمت جان دهم که در محشر باشم از خیل گشتگان غمت
هوش مصنوعی: من به خاطر غم تو جانم را فدای تو میکنم، تا در روز قیامت از میان مردگان، شایسته در کنار تو باشم.
چون شوم خاک در ره تو فتم تا قیامت سر من و قدمت
هوش مصنوعی: زمانی که به خاک تبدیل شوم و در راه تو قرار گیرم، تا پایان دنیا بر سر من و قدمت برکت خواهد بود.
غمزه ات گه ستم کند بر من داد من گاه خواهد از ستمت
هوش مصنوعی: نگاه تو گاهی بر من ظلم میکند و من هم گاهی از این ظلم تو فریاد میزنم.
ستمت هر چه میکند کرمست حاشا لله چها کند کرمت
هوش مصنوعی: هر کاری که با تو انجام میدهد، محبت و لطف توست. هرگز نگو که چه کارها انجام میدهد، بلکه برعکس، باید به محبت او تاکید کرد.
ستمی دم بدم کرامت کن ای کرمها خجل بر ستمت
هوش مصنوعی: ای بخشنده، هر لحظه به من نیکی کن و از ستمی که بر تو رفته است، خجالتزده باش.
سخن عشق چون تو بسی فیضلوح سوزد ز آتش قلمت
هوش مصنوعی: سخن عشق همانند تو، بسیاری از نعمتها را از دل آتش قلم تو به دست میآورد.