غزل شمارهٔ ۱۹۸
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر ناامیدی و بیثمری تلاشهای انسانی در عشق و زندگی است. شاعر به طور مکرر به عبث بودن اقدامات و احساساتش اشاره میکند و میگوید هر چیزی جز عشق راستین و ارتباط با معشوق بیفایده است. او به جنگهای درونی و تنشهای روحی اشاره میکند و نتیجه میگیرد که همه این تلاشها در نهایت بینتیجه بوده و تنها عشق واقعی و دل سوخته ارزشمند است. در نهایت، شاعر بر این نکته تأکید دارد که تنها چیزهای ارزشمند عشق و درد ناشی از آن است و بقیه تلاشها بیثمری بیش نیستند.
جز تنعم بغم یار عبث بود عبث هر چه کردیم جز این کار عبث بود عبث
هوش مصنوعی: زندگی با غم یار هیچ سودی ندارد و هر کاری که انجام دادیم، جز این کار بیهوده بود.
هر چه جز مصحف آن روی غلط بود غلط جز حدیث لب دلدار عبث بود عبث
هوش مصنوعی: هر چیزی که غیر از قرآن باشد، نادرست است و هر آنچه که از لب معشوق خارج شود، بیمعنا و بیفایده است.
پی به منزلگه مقصود نبردیم آخر قطع این وادی خونخوار عبث بود عبث
هوش مصنوعی: در نهایت به مقصد خود نرسیدیم، زیرا عبور از این راه خطرناک و دشوار بیفایده بود.
اشگ خونین بنگاهی بخریدند از ما کوشش چشم گهر بار عبث بود عبث
هوش مصنوعی: اشکهای خونین ما را تماشا کردند و آن را خریدند. تلاش ما برای ایجاد چشمی پر از گوهر، بیفایده و بیثمر بود.
هر چه بردیم زکردار هبا بود هبا هر چه بستیم زگفتار عبث بود عبث
هوش مصنوعی: هر چیزی که از رفتار نادرست بدست آوردیم، صرفا بیفایده بود. هر چیزی که از بیمورد گفتن حاصل کردیم، نیز بیفایده و بیمعنا بود.
جنگ با نفس خطا پیشهٔ خود می بایست با کسان اینهمه پیکار عبث بود عبث
هوش مصنوعی: انسان در درون خود باید با نفس خود جنگ کند، و این نبرد با دیگران بیفایده و بینتیجه است.
خویش را کاش در اول بخدا می بستم از خودی این همه آزار عبث بود عبث
هوش مصنوعی: ای کاش در ابتدا خودم را به خدا می سپردم، چون این همه آزار و رنجی که از خودم تحمل کردم، بیهوده و بیمعنا بود.
هر چه گفتیم و شنیدیم خطا بود خطا غیر حرف دل و دلدار عبث بود عبث
هوش مصنوعی: هر چه که گفتیم و شنیدیم، اشتباه و نادرست بود. تنها حرف دل و عشق واقعی معنی و اهمیت داشت و بقیه بیهوده و بیفایده بود.
جز دل سوخته و جان برافروخته فیضهر چه بردیم بدان یار عبث بود عبث
هوش مصنوعی: جز دل سوخته و جان پرشور، هر چه از آن یار به دست آوردیم بیفایده بود.