غزل شمارهٔ ۳۳۷
هوش مصنوعی: این شعر درباره افرادی است که دنیا و لذتهای آن را رها کرده و به سوی معنویت و معرفت رفتهاند. آنان با ترک امور دنیوی، به انس با معشوق حقیقی خود پرداخته و خویش را در گمنامی انتخاب کردهاند. این افراد با شوق عبادت و درک حقایق، دل و جان خود را وقف طاعت و محبت کردهاند و در پی معنا و حقیقت، از ذکر و تفکر بهرهمند شدهاند. آنها از خلق و شغلهای دنیوی رسته و به آخرت و انجام کارهای معنوی مشغول شدهاند. در نهایت، با دست کشیدن از آسایش جسم، در محنتها نیز آرامش یافتهاند.
خوشا آنان که ترک کام کردندبه کام عار ننک از نام کردند
هوش مصنوعی: خوشا به حال کسانی که از خواستههای خود دست کشیده و به خاطر نام و اعتبار خود، احساس ندامت نمیکنند.
بخلوت انس با جانان گرفتندبعزلت خویش را گمنام کردند
هوش مصنوعی: در خلوت و نزد جانان، آنها با تنهایی و دوری خود از شهرت، ایمان و محبت را در دل نهان کردند.
بشوق طاعت و ذوق عبادتشراب معرفت در جام کردند
هوش مصنوعی: با عشق به اطاعت و لذت عبادت، شراب شناخت را در جام قرار دادند.
ز بهر صید معنی دانهٔ ذکرفکندند و ز فکرش دام کردند
هوش مصنوعی: برای به دست آوردن معنی، دامهای فکری را ساختند و با ذکر و نام، به دنبال آن افتادند.
بحق بستند چشم و گوش و دل رامحبت را بعرفان رام کردند
هوش مصنوعی: محبت باعث شد که چشم و گوش و دل را بسته و به عرفان هدایت کنند.
بحق پرداختند از خلق رستندبشغل خاص ترک عام کردند
هوش مصنوعی: با صداقت و عدالت به حقوق مردم رسیدند و از مشاغل عمومی فاصله گرفتند و به فعالیتهای خاص پرداختند.
نظر را وقف کار دل نمودندبجان این کار را اتمام کردند
هوش مصنوعی: نظر خود را بر روی کار دل قرار دادند و با تمام وجود این کار را به پایان رساندند.
ز دنیا و غم دنیا گذشتندمهم آخرت انجام کردند
هوش مصنوعی: آنها از دنیای فانی و غمهای آن فراتر رفتند و به کارهای مهمی در راستای آخرت پرداختند.
کشیده دست از آسایش تنبمحنت همچو فیض آرام کردند
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که فرد از راحتی بدنی خود دست کشیده و به زحمت و سختی روی آورده است، مانند فیض که آرامش و راحتی را به وجود میآورد.