غزل شمارهٔ ۴۰۹
هوش مصنوعی: در این شعر بیان میشود که کسی که روی معشوق را ندیده یا کلامی از او نشنیده، در واقع هیچ چیز از این دنیا و آن دنیا ندیده است. همچنین، کسی که از عشق مدهوش نشده و طعم عشق را نچشیده، در دو جهان گرسنه و بیخبر باقی میماند. عشق، تنها حقیقتی است که در این جهان وجود دارد و غیر از آن، هیچ متاعی ارزشمند نیست. در نهایت، شاعر تأکید میکند که کسی که در دریای غم عشق غرق شده، به هیچ چیز دیگری نیاز ندارد و از زهد و دنیاگزینی دیگران نیز بینیاز است.
هر که روی تو ندید از دو جهان هیچ ندیدهر که نشنید ز تو هیچ کلامی نشنید
هوش مصنوعی: هر کسی که زیبایی تو را نبیند، از این دو جهان چیزی را ندیده است. و هر کسی که از تو هیچ سخنی نشنید، گویی هیچ چیزی نشنید.
هر سری کو ز می عشق تو مدهوش نشدچو شنید از ره گوش و ز ره چشم چو دید
هوش مصنوعی: هر کسی که از محبت تو مست نشده، وقتی که از گوش شنید و با چشم دید، به حالت سرمستی در نمیآید.
از ازل تا به ابد در دو جهان گرسنه ماندهر که از مائده عشق طعامی نچشید
هوش مصنوعی: از آغاز تا پایان دنیا، هر کسی که طعم عشق را نچشیده باشد، در هر دو جهان فقیر و گرسنه باقی میماند.
تا بشام ابد از رنج خمار ایمن شدهر که در صبح ازل ساغری از عشق چشید
هوش مصنوعی: هر کسی که در ابتدا از عشق نوشیدنی چشید، در نهایت از درد و غم رهایی مییابد و در روزهای پایانی زندگیاش از آرامش و شادی برخوردار خواهد بود.
آب حیوان که حضر در ظلماتش میجستبجز از عشق نبود این خبر از غیب رسید
هوش مصنوعی: آب حیات که در تاریکی جستجو میکرد، غیر از عشق چیزی نبود؛ این خبر از عالم غیب به ما رسید.
غیر عشق و غم عشق از دو جهان هیچ متاعمردم چشم و دل اهل بصیرت نگزید
هوش مصنوعی: جز عشق و غم عشق، در این دو جهان هیچ چیز باارزشی برای انسانهای آگاه و بینا وجود ندارد که بتوانند آن را انتخاب کنند.
هر که در بحر غم عشق فروشد چون فیضنه به کس ، نی ز کسی ، زهد فروشَد ، نه خرید
هوش مصنوعی: هر کسی که در دریای غم عشق غوطهور شود، مانند فیض، نه از کسی یاری میخواهد و نه به خاطر زهد و ارادتش از کسی چیزی میگیرد.