غزل شمارهٔ ۴۳۰
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از یاران خود میخواهد تا برای او در میخانه و به خاطر خداوند عمل کنند. او در عواطف خود غمگین است و از آنان خواسته تا از سوگ او کاسته و به عشق و یاد دوست مست شوند. شاعر به می و میخانه ابراز عشق میکند و از دوستان میخواهد برای شست و شوی روحش از غم، در زندگی و حتی در مرگ به او کمک کنند. او درخواست میکند که در هنگام مرگش، نوازشهای می را در نظر داشته باشند و حتی در خاکسپاری نیز به عشق می و میخانه توجه کنند. در نهایت، او از یاران میخواهد تا خاطرهاش را زنده نگهدارند و هرگز از میخانه دور نشوند.
یاران میم ز بهر خدا در سبو کنیدآلوده غمم بمیم شست و شو کنید
هوش مصنوعی: دوستان، به خاطر خدا، دلهای خود را در این سبو بیندازید و غمهای مرا با میم شستوشو دهید.
جام لبالب می از آن دستم آرزوستبهر خدا شفاعت من نزد او کنید
هوش مصنوعی: من آرزو دارم که جامی پر از می به دستم بدهند. از شما خواهش میکنم که در نزد خدا، شفاعت من را بکنید.
چو مست می شوید ز شرب مدام دوستمستی بنده هم بدعا آرزو کنید
هوش مصنوعی: وقتی که از نوشیدن مداوم شراب دوست مست میشوید، از شما خواهش میکنم که برای مستی من نیز دعا کنید و آرزو داشته باشید.
ابریق می دهید مرا تا وضو کنمدر سجدهام بجانب میخانه رو کنید
هوش مصنوعی: به من آب میدهید تا وضو بگیرم، حالا رو به سمت میخانه کنید.
بیمار چون شوم ببریدم بمیکدهاز بهر صحتم بخم پی فرو کنید
هوش مصنوعی: وقتی بیمار شوم، به میکده میروم زیرا برای درمانم باید شراب بنوشم.
از خویش چون روم بمیم باز آوریدآیم به خویش باز میم در گلو کنید
هوش مصنوعی: وقتی که از خودم دور شوم، مرا به یاد خودتان بیاورید؛ زیرا وقتی برگردم، احساس خفگی و فشاری در گلوی خود خواهم داشت.
وقت رحیل سوی من آرید ساغریرنگم چو زرد شد بمیم سرخ رو کنید
هوش مصنوعی: زمانی که میخواهید از دنیا بروید، از من بخواهید که جامی برایتان بیاورید. چون رنگم زرد شده، امیدوارم در لحظههای آخر، چهرهام سرخ و شاداب باشد.
تابوت من ز تاک و کفن هم ز برگ تاکدر میکده بباده مرا شست و شو کنید
هوش مصنوعی: برای من تابوتی از تاک تهیه کنید و کفن من را نیز از برگهای تاک بسازید. در میکده، لطفاً مرا با شراب بشویید و پاکیزه کنید.
تا زندهام نمیروم از میکده برونبعد از وفات نیز بدان سوم رو کنید
هوش مصنوعی: تا زمانی که زندهام، هرگز از میکده خارج نخواهم شد و حتی پس از مرگ نیز یاد و خاطرهام در آنجا باقی خواهد ماند.
در خاکدان من بگذارید یک دو خمدفنم چو میکنید میم در گلو کنید
هوش مصنوعی: در خاک من اجازه دهید که یکی دو بار به خاک سپرده شوم، همانطور که در گلو میم میشود.
از مرقدم بمیکدهها جویها کنیداز هر خم و سبوی رهی هم بجو کنید
هوش مصنوعی: به خاطر عظمتی که دارم، به میخانهها توجه کنید و از هر بطری و ظرفی راهی برای دسترسی به نوشیدنیها پیدا کنید.
دردی کشان ز هم چو بپاشد وجود مندر گردن شما که ز خاکم سبو کنید
هوش مصنوعی: اگر من دردی را تحمل کنم و وجودم در کنار شما متلاشی شود، شما به گونهای با من رفتار کنید که گویی از خاک من چیزی برایتان میسازید.
ناید بغیر ریزهٔ خم یا سبو بدستهر چند خاکدان مرا جستوجو کنید
هوش مصنوعی: جز چند تکه ریزهای که از خم یا سبو میافتد، چیز دیگری در دستان من نخواهد بود. هر قدر هم که در خاک و زمین جستجو کنید، نتایجی نخواهید یافت.
بی بادگان چو مستیتان آرزو شودآئید و خاک مقبرهٔ فیض بو کنید
هوش مصنوعی: اگر بینواها و درماندگان شاهد حالتی شگفت از شادی شما شوند، ناگزیر به سوی شما خواهند آمد و عطر جمال شما را از خاک قبر فیض استشمام خواهند کرد.