غزل شمارهٔ ۶۱۴
هوش مصنوعی: این شعر به زبان فصیح و زیبا، عشق و اشتیاق شاعر را به می و میخانه و ارتباط او با دوستان و معشوقش بیان میکند. شاعر از ساقی درخواست میکند که به او جامی بدهد تا از غم و اندوه رهایی یابد. او خود را در مقام موسی در سرزمین مقدس توصیف میکند و از ناصح و واعظ میخواهد که از سرزنش او بگذرند، زیرا آنان باید عشق را درک کنند. شاعر به عشق و حالات مستی خود اشاره میکند و از دوری از معشوق ابراز نارضایتی میکند. او در نهایت از دوستانش درخواست کمک میکند و از تنهایی و غم خود مینالد. این شعر توصیفگر عمیق عشق، دلتنگی و نیاز به همدلی است.
الا یا ایها الساقی بده جامی که مخمورممگر می وارهاند جان از این غمهای پر زورم
هوش مصنوعی: ای ساقی! به من یک جام بده که مست و مدهوش هستم، مگر شراب بتواند جانم را از این غمهای سنگین نجات دهد.
الا یا ایها الناصح مکن منعم ز میخانهکه من موسی و این ارض مقدس هست چون طورم
هوش مصنوعی: ای نصیحتکننده، مرا از رفتن به میخانه بازمدار؛ زیرا من مانند موسی هستم و این سرزمین برای من مقدس است، چون کوه طور.
الا یا ایها الواعظ تو از تقصیر من بگذرکه من در عشق و زیدن بجان تو که معذورم
هوش مصنوعی: ای واعظ، از کوتاهیهای من درگذرت، زیرا من در عشق و محبت به تو معذورم.
اگر رندم و گر رسوا اگر مستم و گر شیدااسیر عشقم و در مذهب عشاق مغفورم
هوش مصنوعی: من اگر سرکش و بیپروا باشم یا اگر رسوا و معروف، حتی اگر شیدا و مست عشق باشم، همچنان در بند عشق هستم و در جهان عاشقان مورد بخشش قرار دارم.
نه شمع روی او بینم نه گل از گلشنش چینمنیم پروانه یا بلبل ز بزم وصل او دورم
هوش مصنوعی: در حال حاضر نه میتوانم زیباییهای چهرهاش را ببینم و نه از گلهای باغش چینی بزنم. من به اندازهای از جشن وصالش دورم که نه به پروانهای شبیهام و نه به بلبلی.
الا یا ایها الاحباب اغیثونی اغیثونیکه در ظلمت سرای تن غریب و زار و مهجورم
هوش مصنوعی: ای دوستان، به فریادم برسید! من در تاریکیهای این دنیای محدود و تنهایی غریب و نزار به سر میبرم.
اگر گویم و گر نالم از آن منعم مکن ای فیضکه با بیگانه همراز و ز یار آشنا دورم
هوش مصنوعی: اگر بگویم و یا از دردهای خود نالان باشم، لطفا مرا ترک نکن. زیرا در این حال، هم از دوستان دورم و هم با بیگانگان در ارتباط هستم.