غزل شمارهٔ ۶۵۳
هوش مصنوعی: این شعر به نوعی احساس عمیق تعلق و عجز را ابراز میکند. شاعر به فرد یا معشوقی اشاره میکند که همه چیز اوست و او خود را به عنوان تلاشی ناکام و بینتیجه در روح آن شخص نشان میدهد. این فرد به نظر میرسد که در دنیا باهوش و فعال است، اما شاعر احساس میکند که در حقایق روحانی و در جاده راست، افسرده و بیعمل مانده است. او به نوعی نشان میدهد که خود را در تضادی شدید با آنچه که معشوق به آن دست یافته، قرار داده و به بیحاصلی و ناامیدی خود میپردازد. در نهایت، به نوعی از وجود خود به عنوان چیزی وابسته به معشوق اشاره میکند و میگوید که هر آنچه که دارد، تنها در خیال و آرزوی آن فرد است.
آنکه کارش با دلست و نیست او را دل منمآنکه را مرکب دلست و پای دل در گل منم
هوش مصنوعی: کسی که با دل کار میکند و من هم دل او هستم، من همان کسی هستم که مرکب و پایش از دل است و در گِل گرفتار شده است.
آنکه او را هرچه حاصل شد بیغما دادعشقنیستش اکنون به جز بیحاصلی حاصل منم
هوش مصنوعی: کسی که هرچه به دست آورد، در بیخبری به دیگران بخشید، دیگر عشق را نمیشناسد و حالا جز ناکامی، هیچ دستاوردی برایم نمانده است.
آنکه نقش اوست در مرآت کونین آن توئیآنکه نقش هر دو عالم را بود قابل منم
هوش مصنوعی: شما همان کسی هستید که تصویرتان در آینه وجودات این دنیا نمایان است و من کسی هستم که قابلیت دریافت و پذیرش نقش هر دو جهان را دارم.
آنکه در راه هوای نفس چالاکست و چستدر سلول راه حق افسرده و کاهل منم
هوش مصنوعی: کسی که در پی خواستههای خود سریع و کوشا است، من همان فردی هستم که در مسیر حقیقت و حق، ناامید و کسل شدهام.
آنکه او در راه حق ننهاده گامی یکنفسکرد عمر خویشتن را صرف در باطل منم
هوش مصنوعی: کسی که هیچ قدمی در مسیر حق برنداشته، تمام عمرش را در کارهای بیهوده صرف کرده است.
آنکه او را جا بود در آسمانها با ملکسر نگون افتاد اکنون در چه بابل منم
هوش مصنوعی: آن کسی که در آسمانها مقام بلندی داشت و با فرشتگان همراه بود، اکنون در چه حالتی در بابل گرفتار شده است.
آنکه مقصود دلفیض است در عالم توئیآنکه بسته در خیال تست جان و دل منم
هوش مصنوعی: تو محور و هدف همه آرزوها و عشقها در این جهانی. من تنها کسی هستم که در خیال تو گرفتار شدهام و تمام وجودم را به تو دادهام.