غزل شمارهٔ ۶۵۷
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر بیان میکند که برای رسیدن به مقام والای معنوی و حقیقت، از مکانهای مادی و غیرمادی عبور میکند و در جستجوی سرزمین اصلیاش، به معنای حقیقی زندگی میباشد. او با اشاره به رها شدن از قیود دنیوی، بر وحدت و یگانگی تأکید میکند و به فرآیند رشد و گسترش جان اشاره دارد. شاعر در نهایت به دنبال منبع تمام هستی و فیض الهی است و میگوید که در این جهان مادی نمیتواند جا بگیرد و تنها به سوی عالم بالاتر میرود.
زین جهان پست بالا میرومتا محل قدس اعلا میروم
هوش مصنوعی: از این دنیای پایین و بیارزش بالا میروم تا به جایگاه مقدس و بلندمرتبهای برسم.
از مکان و لامکان خواهم گذشتتا فراز جا و بیجا میروم
هوش مصنوعی: من از مکانها و فضای نامشخص عبور میکنم تا به موقعیتهای درست و نادرست برسم.
میروم تا موطن اصلی خویشاز کجاها تا کجاها میروم
هوش مصنوعی: به سمت زادگاه خود میروم و سفرم از مکانهای مختلفی شروع میشود و به مقاصد دوردست نیز میرسد.
نقی باطل کردم و اثبات حقاز لم و لا سوی الا میروم
هوش مصنوعی: من باطل را کنار گذاشتم و به اثبات حق میپردازم و از هیچ چیز جز او پیروی نمیکنم.
مرغ جان را رسته بال معرفتتا نه پنداری که با پا میروم
هوش مصنوعی: پرنده روح من با بالهای شناخت رها شده است، تا فکر نکنی که با پای خود حرکت میکنم.
این دوتائی خرقهٔ پر عار راخرق کردم عور و یکتا میروم
هوش مصنوعی: من لباس نازک و بیمقدار خود را کنار گذاشتم و با دستپر به سوی یکتایی و حقیقت میروم.
رفته رفته در تنم جان شد بزرگتنگ شد جا سوی بیجا میروم
هوش مصنوعی: به تدریج در وجودم زندگی گسترش پیدا کرده و به نقطهای رسیدهام که دیگر جایی در این بدن برایم باقی نمانده و در حال حرکت به سمت مکانی نامشخص هستم.
من نمیگنجم درین عالم دگربر من اینجا تنگ شد جا میروم
هوش مصنوعی: دنیا برای من دیگر جا ندارد و احساس میکنم که در این مکان محدود شدهام. به همین دلیل، تصمیم به رفتن دارم.
میروم تا منبع هر هستییجای فیض آنجاست آنجا میروم
هوش مصنوعی: من به جایی میروم که سرچشمهی همهی وجود و هستی است، جایی که نعمت و برکت آنجا موجود است.